-
آخرش همانی می شود که آرزویش را داشتیم:)
1395/04/02 03:09
مهمان دارم، یک مهمان سید که نیامده دلم را با خودش برده ،خدایا به برکت حضورش دلم را روشن کن...مهمانم در هتل و من در خانه کنار هم خواهیم بود. هیجان انگیز است، چقدر دوست داشتم هیجاناتم را شرح دهم، حیف که بعضی احساسات در قالب واژه ها نمی گنجند. چالش جالبیست برایم، یک بار تمام این اتفاقات را دوره کرده بودم پیشتر، در تصورم...
-
تو آرزوهاتو یادت میره، دوستات نه...
1395/04/02 00:07
تیری که اینجوری شروع می شه... به هیچ عنوان انتظار دریافت هیچ بسته ای رو نداشتم. ولی آقای پست چی اینو تحویل کسی داده بود، بعد دو روز رسید به دستم(!) نمی تونم بگم چه حس و حالی داشت باز کردنش، اولین نشونه کتابم رو تو برام خریدی جانا، من یادم رفت که شروع کنم و کلکسیونم رو جمع کنم، ولی تو یادت بود... و این اتفاق و این شروع...
-
:|
1395/04/01 19:24
اینجور موقع ها خدا نشسته آرزو بر آورده می کنه، آرایشگر خودم آمریکاست. آرایشگاهی که همیشه سرش خلوته و کارشم خوبه، فقط بیخودی گرون می گیره گفت نیستم امروز و فردا، اون یکی آرایشگاه گفت ساعت 9.5 شب بیا... درست وقت افطار اینه که من دست زیر چونه نشستم و به برآورده شدن آرزوم فکر می کنم. فک کنم بد دعا کردم، خب خدا جونم ببین،...
-
دلتنگی های ساعت 16:58:46
1395/04/01 16:58
مثلا دلم می خواست گاهی جلوی آزادی های ساده م را بگیرد، و از این راه بودنش را بهم یادآوری کند. مثلا وقتی عزمم را جزم کرده ام موهایم را که حالا 9ماهیست قیچی نخورده اند بدهم دست آرایشگر و بگویم هر غلطی می خواهی بکن، کوتاه کوتاه، کچل کچل... یا هر مدلی که می خواهی تمرین کنی آزادی، موهای من مال تو! یادم بیاید یک اویی هست که...
-
در گوشی...
1395/04/01 15:37
احساس تنهایی می کنم. خیلی خیلی احساس تنهایی می کنم و سعی به انکارش دارم...
-
تاب می آورم گرمای تاب ستانت را...
1395/04/01 01:30
تابستان عزیزم، شاید اگر آن همه میوه های خوشمزه مهمان سفره ی دلم نمی کردی حالا آنقدر ها هم دوستت نداشتم، اما حالا تابستان عزیزم تاب می آورم گرمایت را... دلم به بودنت گرم است، من قول نمی دهم تاب بیاورم تاب ستان های دیگر عمر را، بی حضور میوه هایت، تاب نمی آورم اگر میوه هایت را از من بگیری + تابستان عزیزم، با من مهربان...
-
پرسش خانومانه(!)
1395/03/31 21:53
-
Pes
1395/03/31 20:52
مهم ترین کاری که این روزا انجام میدم pes بازی کردنه، جاتونم خالی... + خیلی بازیم بده، بعد متاسفم برای تیم رآل که من با تیمشون اینجوری بازی می کنم، هونصدتا گل می خوریم تو هر بازی... + به یک آموزگار pes و fifa نیازمندم. + روزه هامونم قبول، اصلا نگاهای خوبمون قبول، اصلا لبخندامونم قبول، فقط که نباس روزه باشیم کلی کارای...
-
برای خودم...برای او...
1395/03/30 22:51
-
روشن کردن کولر یه اقدام بود برای بیشتر نگه داشتنش، برای مطلوب تر کردن وضعیت و اینها...
1395/03/30 17:18
یکی از بهترین و در عین حال بدترین ویژگیهای خوابهای من رآل بودنشونه، من خوابم رو سخت باور می کنم گاهی خواب می تونه خوب باشه و گاهی بد... وقتی خوابم خوبه و منم سخت(یعنی خیلی) باورش کردم و دارم ذوق ذوق می کنم و یهو از خواب می پرم اون لحظه بدترین لحظه ی زندگیه، دیده شده نامبرده بعد از دیدن خواب مثلا پاشده رفته برای مهمونش...
-
[ بدون عنوان ]
1395/03/30 13:24
شما یادتون بود که من دیروز جواب آزمایشم رو گرفتم، تا حالا مشکلی مشاهده نشده جز اینکه باید برم پیش متخصص و پزشک خودم که درحال حاضر ایران نیستن، این از این شما خیلی مهربونید که یادتون مونده، خیلی... خلاصه اینکه انگار من در سلامت کامل به سر می برم که با مشکلات بجنگم، انگار قرار بود سالم باشم که هی با دلتنگی دست و پنجه...
-
ای باران، از غصه م آگاهی...
1395/03/30 01:00
آسمون گریه می کنه، پا به پاش من هم... + انگار یه موج منفی تازه تو راهه، کوه هایی که باید کنده شن... + یک جور خاصی گناه کارم که دعاهای دوستامم واسم بی اثر شده، یا شاید اتفاقات بدتری میشد بیفته و نیفتاده، درهرحال که روزای چرندی رو می گذرونم. + مایل نیستم به هیچ طریقی از مشکلم بگم. + حال جسمیم خوب خوبه...
-
[ بدون عنوان ]
1395/03/29 14:59
دیروز تا دم غروب نمی دونستم که جمعه ست، وقتی فهمیدم دلم شروع کرد به گرفتن...
-
فارغ می شویم...
1395/03/28 01:09
مگی هستم، یه دختر امتحان تموم کرده، یه دختر فارغ، یه دختر شنگول و خوشحال از ماه رمضون... ما که خوبیم، اومدم ببینم شما چطورین؟ برنامه ی تابستونیتون چیه؟ آیا کلاس شنا ثبت نام کردین؟ کلاس نقاشی چطور؟ آیا برنامه ی یکی دو تا سفر رو به سختی تو پاچه ی خانواده کردین؟ آیا دوستاتونو به برنامه های شاد و مفرح دعوت کردین؟ آیا...
-
خسسسه شدی
1395/03/27 04:40
هوس امروز... دلتنگی برای شنیدن صداش، همونطور دوس داشتنی بهم بگه خسسه شدی... و من دلم ضعف بره.
-
در جستجوی یک گناه...
1395/03/26 22:07
دلم یه گناه شیرین می خواد، فقط... انگار نای گناه کردنم ندارم. یا شاید نای گناه کردن دارم، فقط شرایطش رو ندارم، خلاصه خدایا... فک نکنی بنده ی خوبیم یا چی، نه... از بی امکاناتیه، مرسی که لهم نمی کنی، مرسی که می دونی چقد بدم و به روم نمیاری. میگم خیلی زشته ازت بخوام شرایط گناه رو برام مهیا کنی؟
-
دیالوگ
1395/03/26 17:02
در زد اومد تو، گفت بهم بگو برنامه ت چیه؟ (ما تو خونمون قانونمون اینه که در اتاقها باز باشه و در اتاق منم باز بود، ولی خب کسی بی هوا وارد نمیشه) برنامه ی زندگیت چیه؟ -فکر می کنم هیچ برنامه ای ندارم. یعنی حتی نمی دونی می خوای ازدواج کنی؟ می خوای زندگی مستقلی رو شروع کنی؟ بچه داری کنی؟ هیچی نمی دونی؟ برنامه ی کلی زندگیت...
-
[ بدون عنوان ]
1395/03/26 13:19
یه وقتایی از عدم علاقه ی کسی به خودم اطمینان پیدا می کنم، خیلی به هم می ریزم. خیلی... نیازی به صراحت کلام و بیان دوستت ندارم نیست، کافیه به رفتار اطرافیان کمی دقت کنید. + از هرگونه دلداری بپرهیزیم.
-
یک قرص ماه مثل صورتت حتی...
1395/03/25 23:21
می خواهم بدانم یعنی میان تمام این قرصهای موجود در قوطی داروها، یک قرص حتی یک قرص برای رفع دلتنگی نیست؟ یا از میان این همه هیچ قرص ماهی نیست که مرا یاد صورت ماهگونه ت بیندازد؟
-
فرقت
1395/03/25 19:42
تو این یکی دو هفته ی اخیر خواسته هام خیلی زود اجابت میشد، مثلا وقتی عمیقا به دلتنگیم فک می کردم می اومد و از تنهایی و دلتنگی رهام می کرد. + توهم داشتم امروزم همچو اتفاقی میفته اما نیفتاد.
-
هوس می کنیم...
1395/03/25 17:21
استیک رستوران پاستا با سس قارچ فراوون و سیب زمینی... یامی هوس کردم... دعوتش کنم به یه شام خوشمزه و دو نفره، هاه...
-
#موقت
1395/03/25 16:32
ما همگی خوبیم، اگر خبر خوب یا بد جدیدی بشه اطلاع میدم :) + جواب آزمایش 29 م میاد و اگه اونم خوب باشه دیگه خوب خوبم و می تونم اون روز جشن و پایکوبی بر پا کنم. + حالا می تونید برای وضعیت روحیم دعا کنید که کمی از مشنگی در بیام و دعوتتون می کنم به خوندن پست قبل، برای درک اوضاع سپاسمندم میم . ر
-
وقتی آرزوهات هم سو نیستن...
1395/03/25 16:28
گفته بودم که من مدتهاست همچو آرزویی نداشتم، مدتها بود اصلا به این وضوح از خدا چیزی رو نخواسته بودم که مربوط به خودم باشه. من در کنار این آرزوی خیلی شخصی، یک آرزوی خانوادگی هم دارم که با آرزوی فردیم در تضاد و تعارضه. این روزها مدام با خودم فکر می کنم چطور میشه آرزوی شهادت داشته باشی؟ در حالیکه آرزوته سالهای سال کنار...
-
یارانه!
1395/03/25 02:24
-
استرس کشنده
1395/03/23 15:42
تمام امروز به تعوع، ضعف و سر درد گذشت. بابا رو بردن اتاق عمل، چشمش رو عمل می کنه. امتحان امروزم خیلی بد بود، تمام طول امتحان به سختی نشستم و وقتی اومدم بیرون حالم به هم خورد. از حالت تهوع متنفرم. زندگی خوبه همچنان و خواهرم تو حیاط بیمارستان نشسته و من تو حیاط دانشگاه تا حالم بهتر شه و بتونم برم پیشش... صبح فردا سخت...
-
دعای سحرم زنده شدن تو باشه، خب؟
1395/03/23 03:26
امروز وسط تمام درگیریها، دلگیریها و استرس ها، تنها چیزی که تونست اشکم رو در بیاره اون خبر بود، اون خبر لعنتی که برای من چیزی شبیه به مرگ مهم ترین خاطرات زندگیم بود. شما چه می دونید که من هنوز دوست داشتنی ترین اپلیکیشن دنیا می دونمش، شما از یاهو چی می دونید؟ شما از لحظات من چی می دونید؟ احساس می کنم اتفاقهای بدی در...
-
برای خودم... برای او
1395/03/23 03:20
-
من طاقت دیدن غم تو رو ندارم. بفهم...
1395/03/23 03:16
مجبورم کرد حقیقت رو بهش بگم و اینجوری یه غم بزرگ به غمهام اضافه کرد...
-
من برنگشتما! :-"
1395/03/22 21:51
یه بار چوپان تصمیم گرفته بود که برای مدتی ننویسه، بعد یه روز اومد نوشت سلام، من برنگشتم هااا فقط خواستم فلان اتفاق رو ثبت کنم، خلاصه تهدید وار برگشته بود. حالا حکایت منه، امروز از صبح تا حالا همش درگیر بودم، انشالله ختم به خیر شه و طوری نباشه، با دکتر اصلیم تماس گرفتم و آرومم کرد، گفت فقط صبوری کن تا جواب بیاد و سونو...
-
...
1395/03/22 16:40
من خوبم بچه ها... تک تک کامنتهاتون رو خوندم، دلم خوش شد، نگرانم هنوز و محتاج به دعا... + نمی دونم چرا اشکام بند نمیان... من خیلی قوی هستم، ولی انگار گاهی دلم اندازه ی یه ارزن میشه. + نمی رسم کامنتها رو جواب بدم، فقط میشه بخونم. ممنونم ازتون ...