-
حسای خوب بهار نارنجی، پرتقالی...
1395/02/03 01:43
مثل نماز حاجت دو نفره، مثل فال حافظی که با نیت برای دو نفر باز می کنی و می خندی که نکنه حافظ گیج شه... و چه خوبه که حافظ به این راحتی ها گیج نمی شه مثل صدای آروم و شیرین دوست موقع خوندن حافظ... مثل طعم بهارنارنج تو بستنی مخصوص بابا بستنی...
-
به نظر من حافظ پدر ما ایرانی هاست. اگه سعدی ببخشه ^-^
1395/02/02 21:45
نمی تونم بگم چقدر آرزو می کنم که ممکن بود دو ماه تو این شهر نفس بکشم فقط، شما که نمی دونید... من هرکجا که بهم خوش بگذره حاضرم زندگی کنم. ماه شب چهارده تو آسمونه و من زیر چتر حافظ پدر نشستم و حافظ می خونم و هر لحظه از عطر گل ها مست تر می شم... برای تک تکتون آرزو می کنم همچو شبایی رو، برای تک تکتون، اینجا بی یار هم منو...
-
کامنتدونی باز است
1395/02/02 16:10
آقایون عزیز وبلاگخون/وبلاگنویس روزتون مبارک... خیلی سعی کردم تک تک اسامی رو تو ذهنم بیارم و برای هر کدومتون دعای ویژه ای کنم، فرصت نوشتن نامهاتون تو پست نیست، اما بدونید دعای خیر و انرژی های مثبتم روونه ی راه همتونه ^-^ + به تهدید دوستان کامنت دونی پست آخر رو باز کردم، ببینم کدوماتون کامنت میذارید دیگه!!! معترضین...
-
ایجا اینستاگرام نیستا، این پستها علی الحسابه!!!
1395/02/02 03:21
حیاط شیرازمون، همون حیاط دلخواه و رویایی منه... وقتی باهاش مواجه شدم چند لحظه ای تو شوک بودم، که آخه مگه میشه؟ از بخش دیگه ش عکس ندارم، شاید بگیرم، علی الحساب اینو بگم که بخش دیگه یه نیمکته که بالاش کلی گلدون به دیوار نصب شده... + فکر نکنید سفرنامه ندارما، اینقدری برنامه م فشرده و جالب بوده که حتما باید سفرنامه ش رو...
-
زندگی در جایی مثلا تو مایه های عکس ذیل!
1395/02/01 17:27
یکی ازآرزوهام از بچگی تا حالا این بود که بتونم تو خونه های خاکی و روستایی زندگی کنم، و حالا که از این روستاها می گذریم مدام آرزوهام زنده می شن و با خودم میگم ممکنه این آرزوم روزی برآورده شه؟ چون وسط نشستم امکان عکس گرفتن از شیشه ی بغل به صورت نا محسوس رو نداشتم، پس به این عکس بسنده می کنم. راستی امروز یکی دیگه از...
-
کمی آهسته تر خسته... ^-^
1395/01/31 23:49
مرا جای خودم بگذار خودت را جای گهواره در آغوشی تسلی بخش . . . کنارم باش همواره ^-^ + پارسال... اردیبهشت...
-
دو دل مانده، که شعرش یادمان هست.
1395/01/31 21:32
مرا خود با تو چیزی در میان هست... + بخدا قسم که شارژ گوشیم گواهه جمله ی بالاست. درست سر این آهنگ، باید شارژ گوشیم می شد سال تولد پرتقالم... + خدایااا، میشه از سعدیه به آغوشت کشید؟ وسط همین سعدی خوانی دنگ شو؟ + خدایا لازمه همین حالا بغلت کنم، بابت تک تک این لحظه های ناب با عطر بهار نارنج، بابت داشتن دوستی که مهربونیش...
-
اینجا شیراز، شهر دوستای مهمون نواز ^-^
1395/01/31 19:22
هی میام نگم، نمی شه... آخه این شیرازیا چقددد خوبن، خب آخه چقد... میام توضیحات مبسوط می دم. فقط اومدم بگم که میزبان رو میزا برامون یه همچو چیزی گذاشته، حق ندارم غش و ضعف کنم براشون حالا؟
-
ما داریم چمدونمونو می بندیم، بعد 8ساعت بدو بدو از صبح تا حالا
1395/01/31 14:35
و رنگی رنگی هایی که همراهیم می کنن برای حس کردن عطر بهارنارنج ^-^ سعی می کنم کوتاه و تند تند اینجا رو آپ کنم! *_*
-
نامه هایت را کنار بالشم می گذارم، شاید وقتی حرفی برای زدن داشته باشند، مبادا صدایشان را نشنونم...
1395/01/30 16:13
داشت فکر می کرد همان طور که زمین شناسان از ضخامت و تراکم خاک زمین، زمان را حدس می زنند، شاید بتوان از طریق نامه ها هم تغییر و تحول احساسات بشری را حدس زد. + از کتاب طوطی #نخواندمش فقط تکه هایی ازش را خواندم #ما از اوناش نیستیم که کتابی رو نصفه نیمه بخونیم و ادعای خوندنش رو کنیم!#اگر من ننوشته باشم خب یقینا روحم در روح...
-
از آرزوهای برآورده نشدنی*
1395/01/30 16:10
میگم حالا که آرزو تو دست و بالمون نداریم، اشکالی داره آرزوی یه جفت آل استار کانورس کنیم؟! * تا بوده همین بوده، ما آرزو می کنیم که بر آورده نشه... خدا هم میشینه گوش می کنه و بعدا یادش میره که ما ازش چی خواسته بودیم، یا اگه یادش می مونه خب پس حتما ما یادمون میره که تو20سالگی چی ازش خواسته بودیم، خدایا لطفا آرزوهامو سر...
-
از پرتقال برای پرتقالم می نویسم...
1395/01/30 04:19
ما در خانه مان یک یخچال کوچک داریم که فقط بسته های آجیل و چند بسته زرشک، زعفران و نقل در آن جا خوش کرده اند، خب پر واضح است که وسایل ضروری درش جایی ندارند و از این رو ما هم کمتر به سراغش می رویم، امشب مادر در حالیکه با ذوقی کودکانه از پله ها دوان دوان و با دو تا یکی کردن پله ها خودش را به من می رساند گفت: " مگهان...
-
از کشفیات شبونه!
1395/01/30 03:22
امشب فهمیدم دلتنگی هم می تونه عامل بی خوابی شبونه بشه... + ...
-
شیراز و عطر بهار نارنج و اردیبهشت و ...
1395/01/30 01:19
دغدغه ی مهم این روزهام اینه که این روزها میشه از شیراز عطر بهار نارنج رو حس کرد؟ + چمدون بنفش عزیزم آماده ست برای سفر، هنوز هیچ کاری نکردم و سه شنبه عازمم! + یعنی خانواده بهم حسادت می کنن؟ چرا تا من یه سفر مجردی می رم پشت بندش یه سفر خونوادگی ترتیب میدن؟ اون سری از مشهد برنگشته رفتم تبریز، این سری هم از تهران برنگشته...
-
فدای سرم که پول تو این کارا نیست!
1395/01/29 21:16
من خیلی دلم می خواد برم به بچه ها زبان یاد بدم، یکی از احمقانه ترین کارهایی که کردم در اومدن از آموزشگاه بود و احمقانه تر اینکه حاضر نیستم تو این سن و سال برم کاری رو که تو 20سالگیم می کردم بکنم... + کامنت بازه، فحش هم آزاده، مشخصه توهم زدم یکی می خواد خودش بره بگرده برام کار پیدا کنه؟! + شما که نمی دونید چقدر من و...
-
اردور یوگرت!
1395/01/29 15:58
و باز عشقپخت! از نوع فینقیلی و سرد... موجود حاضر در عکس همش 2بند انگشته :)) مگهان ماست و خیارش رو اینجوری سرو می کنه، آررره ؛) مواد زیره ی ماست و خیارم بیسکوییت ترده! @ساحل افکار : وقتی همسر دار شدین بگین حتما یه تماسی با من داشته باشن، کلی خوشمزه های تردی بلدم که می خوام یادشون بدم!!!(جهت دلبری باید بلد باشن)
-
در گوشی!
1395/01/29 13:09
امروز کشف کردم از تیر ماه نود و چهار، هیچ پستی از سری پست های "عشق ژرفای خود نمی شناسد، مگر به لحظه ی فرقت" نگذاشتم. + همین.
-
خوشبختی یعنی هدیه های یهویی رنگی رنگی...
1395/01/29 12:39
هدیه گرفتن خیلی خوبه، خوب تر میشه وقتی به سلیقه ی خودت انتخاب شده باشه! و من چقدر به پوشیدنی های تک رنگ ساده، یا گلگلی علاقه مندم... دو مورد از هدایا تو عکس دور همی حضور ندارن، آقا رد میشه بالاخره:-" + شو آف که میگن بعضیا همینه؟! :|
-
تصویر گنگ خود، بی خویش...
1395/01/28 15:49
و به دوست داشتنت فکر می کردم، آشپزی می کردم... بهتر بگویمت... به دوست داشتنت مشغول بودم و به آشپزی در آشپزخانه ی کوچک خانه مان... و تو مشغول روزمرگیها و شاید مشغول دوست داشتنم در اتاق تاریک کوچکت... + دستپخت که نه، عشقپخت مگهان - اردور زیتون با رویه پنیر - پیش از ورود به فر
-
یه شوهر که هیچ، یه یارم نداریم حتی...
1395/01/28 12:51
اون وخ نشستیم دیجی کالا رو زیر و رو می کنیم بلکه هدیه ای درخور براش پیدا کنیم. تازه سوالم برامون پیش میاد که فلان چیز خدایی کاربردی تر از فلان یکی چیز نیست؟ بعد تر به این نتیجه می رسیم که عطر خوب همیشه خوبه، تازه خودمون فیضش رو می بریم! بعدتر به این نتیجه می رسیم که خب بهتره پولامونو همه ش رو خرج روز مرد نکنیم، تولدش...
-
به سان لحظه ای که شوهرت رد هنددت را کچ کند*
1395/01/28 12:06
کنسرت حامی که تموم شد داشتم طبق عادت معمولم با آب و تاب و هیجان یه ماجرایی رو برای مامانم اینا تعریف می کردم، داستان مربوط میشد به خاطره ای از چوپان! که یهو دیدم یکی میزنه پشتم و شروع کردم به جیغ زدن هی واااای تو اینجا چی کار می کنی و اطرافیان اشاره می کنن رنگ از رخسارم پریده بود و دستمم می لرزید حتی!!! گفت چییی می...
-
یه وخ بد نباشه تو کتابخونه م ندارمش!
1395/01/28 00:08
میگن کتاب پرتقال خونی هم وجود داره و ما بی خبریم! + آوره!
-
مگهان همیشه کودک...
1395/01/27 22:34
اومدم چادر گل گلی صورتی رو بردارم که قبل من برش داشت. تو همون لحظه چشمم خورد به یه مهر که پایین چادرا بود، خم شدم برداشتمش... در حالیکه تو دلم قند آب می کردن بابت زرنگی خفنی که کرده بودم ازش پرسیدم چوپان؟ مهر برداشتی؟ گفت نه! بر میدارم. چه مهرا کثیفه اینجا... گفتم ولی من برداشتم!!! و با ذوق مهرمو گرفتم سمتش که ببینه و...
-
الوعده وفا! این شما و این عکس...
1395/01/27 20:45
حتی اگر قرار به رفتن باشه، این حقش نیست که بد قولی کنم و بی عکس برم... این شما و این امروز پر گل، پرسپولیسی و استقلالی هم نداره، امروز واسه همه فوتبالیا یه روز پر هیجان بوده؛) + مدتی کامنتدونیم رو می بندم، تا وقتی که فرصت خوندنتون رو پیدا کنم. با احترام... می تونید تا اطلاع ثانوی پستها رو لایک کنید تا بفهمم چند نفر...
-
دلتنگی های پیش از دربی ایرانی...
1395/01/27 14:55
-
می گم یه وخ بد نباشه...
1395/01/27 00:10
می گم یه وخ بد نباشه ما اولین پاداش کاری عمرمونو گرفتیم و اینجا اعلام نکردیم. آره، ما یه عطر درست درمون پاداش گرفتیم. می گم یه وخ بد نباشه ما اینجا خبر از شب بیداری های شیرینمون نمی دیم. آره، امشب هم دو تا کیک و فینگر فود و از این چیزا میزا باید درست کنیم، سهم شما هم عکسش، چطوره :))؟ + وبلاگستان خلوت حالی ازم می گیره...
-
باید با بچه هامون به روز شیم، هر روز...
1395/01/26 10:57
تا پارسال نمی دونستی اصلا سلفژ چیه و حالا به برادرت قول می دی پشتش باشی و اجازه بگیری که بره تو کلاسهاش شرکت کنه... + هنوز حرفی از کلاس آواز نزده و اگه بزنه نمی دونم واقعا خیر و مصلحت چیه؟ جو حاکم تو فضاهای موسیقی رو دوست نداریم، اما نمی شه جلوی علاقه های یه بچه رو گرفت. استادش تاکید می کنه که باید خوب از سلفژ بدونه و...
-
کنسرت حامی - رشت
1395/01/26 00:44
می گم یه وقت بد نباشه من آب می خورم اینجا ثبتش نمی کنم؟ امشب کنسرت حامی بودم، می تونم بگم اگه بهترین نبود، اما یکی از بهترینهایی بود که تو عمرم رفتم. ضمن اینکه صدای زنده ش هزار بار بهتر از صدای ضبط شده توی آلبوم هاش بود. بعد سالها شروع کارشون تو شهرستان با رشت بود و آهنگ گیلکی هم حتی! برامون خوند. شگفت انگیز بود......
-
سفرنامه تهران!
1395/01/25 15:14
قصد نوشتن سفرنامه رو نداشتم، به نظرم کار بیهوده ای بود و حوصله سر بر برای شما... اما با چوپان فکر کردیم وقتی ننویسیم همه چیز رو یادمون میره، دوست داشتم خودش بنویسه چون بهتر از من می نویسه ولی خب نشد. شب که می خوابیدیم با هم طی نکردیم کجا و کی هم دیگرو ببینیم، صبح با آرامش چای و یه لقمه نون، پنیر و گردو که بابام برام...
-
حرفهایی که باید داغ داغ گفت و شنید.
1395/01/25 02:15
چای هم از دهن می افتد، انتظار داری حرفهایت همیشه تازه باشد؟ انتظار داری از دهن نیفتد؟ بعضی حرفها را باید داغ داغ گفت. اصلا یک چیزی، می شود کمی به وقتش باشی؟ مثلا حالا که من دلم چند فنجان حرف می خواهد بنشینی و رو به رویم و به کمی حرفهای تازه میهمانم کنی؟ می شود بیایی و بخواهی برایت اعتراف کنم؟ و باز می پرسم، می شود فقط...