اینکه بی هیچ پشتوانه ای به جاهایی برسی که خودتم فکرشو نمی کردی... مرسی خدا، می بوسمت خدا، دوست دارم خدا
+ سر یه جریانی عجیب گره به کارم افتاده و واقعا نمی دونم حکمتش چیه، اما دارم صبوری می کنم، می دونم لحظات آخر دری به روم باز میشه که اصلا ندیده بودمش... همونطور که تا الان همه چی درست پیش رفته، گرچه خیلی تلاش کردیم اما ممکن بود تلاش کنیم و جواب نگیریم! اما اینطور نشده و لطف خدا شامل حالمون بوده... پیش به سوی قدم های بعدی، هوراااااا...
+ خدایا خودت این گره رو باز کن، من نمی تونم، خیلی پیچیده شده و فقط می تونم به دست تو بسپارمش
بله درسته، خرمالو عمر کوتاهی داره... اما این دلیل نمیشه که من فراموشش کنم.
خیلی وقته اون حس پرتقالیمو از دست دادم، خیلی وقته... ببخشم باعث و بانیشو؟
#دلگرفتگی
با تچکر از همگی شما، بنده در این دو روز و بعد از کلی تحقیقات به یک نتیجه ی خفن رسیدم!
آدما دو دسته ان، عاشقان آیفون و متنفران آن حضرت
دسته ی اول همه شون خودشون آیفون ندارن ولی اگر می داشتن خوشحال تر می بودن، آدمای دسته ی دوم هیچ کدوم آیفون ندارن و از برند گوش کر کنش نالونن، خب این از این...
منم هنوز گوشی انتخاب نکردم و اصلا دارم منصرف میشم وقتی نوت2م یه بارم آخ نگفته:دی
بعد من یه کرم بدی دارم، وقتی می خوام گوشی بخرم احساس می کنم حتما باید جدید!ترینش رو بخرم و سری های اولش رو و این حرفها... درباره ی نوت2 هم اینطور بود و هنوزم اون حس وااای گوشی جدید تازه به بازار اومده رو خریدم همراهمه! با اینکه طفلی از کهولت سن رنج می بره ولی هنوز اون روزای اولش یادمه چه احساس خفنی داشتم بهش...
خب اینجوریاس که خرید گوشی جدید برای شخص من با چالش های بیشتری مواجهه:|
و مورد مهمی که به نظرم اومد بهتون بگم، ببینید خیلی هاتون ممکنه بگید من از سونی راضی نبودم، از سامسونگ نبودم، درحالیکه مثلا شما گوشی 400 تومنی سونی رو خریدین و نه گوشی 2700یش رو، پس نمیتونید بگید این برند به طور کل مشکل داره، من عموما اندازه پولی که میدم انتظار دارم، برندها رو نکوبیم، قشنگ نیس:دی
تو کامنتا شاید ده تا داشتیم سامسونگ فلانه، سونی بهمانه، ال جی رو بریزین دور برندشم کوچیک تر از سامسونگ و سونیه چه کاریه؟ شیاومی؟ اه اه... بیخیاااال رفقا، همه شون خوبن، یعنی خوباشون خوبن! :دی
مادر میگه من چشمم آب نمیخوره تو گوشی جدید بخری، رسما همگان رو نا امید نموده م :)) شما نا امید باشین پس، مرسی اه
به دلم نمیشینه، شیائومی هیجان انگیز بود چون هیچ کس دور و برم نداشت. سامسونگ های جدید حس هیجان انگیزی بهم نمیده متاسفانه و ال جی هم هیچ وقت برند محبوبی برای شخص مگی نبوده، سونی هم ای...
خب با این حرفها من هیچ گزینه ای برای انتخاب ندارم، خیلی مسخره س... چرا 100 تا برند مختلف نداریم که هرکی بتونه گوشی محبوبشو پیدا کنه؟
+ از تمامی برندهای فوق یکی انتخاب کردم، ولی خب هیچ کدوم ثینگ من نیستن در واقع...
بر و بچ گرامی اینجا کسی گوشی شیاومی داره؟
اصلا هر کی بیاد بگه گوشیش از چه برندیه ببینیم مد روی چیه؟
اکثر بلاگرا گوشیاشون چیه؟
من هنوز نوت 2 ی عزیزم رو اندازه ی جونم دوست دارم و روزی خریدمش که تازه ی تازه ی تازه وارد بازار شده بود و قیمتش هم که نگم، هنوز قلبم میگیره از یادآوریش... تو بحران اقتصادی و اون جهش وحشتناک دلار خریده بودن برام، همه ی اینا باعث شده بود برام زیادی عزیز باشه و اصلا به فکر عوض کردنش نباشم... الانم نیستم واقعا، صرفا به اجبار مامان و بابا دارم یه پرس و جوی الکی می کنم.
بهاری تر از این هوا هم داریم ما؟
ای بابا، نمی دونم به کوری چشم کی ولی زمستونم بهاره...
+ بعد مدتها، پیک نیک...
+ کامنتا رو تایید می کنم، قول میدم.
+ امیدوارم خدا کمکم کنه و دو پست قبل رو در زندگیم به کار بگیرم، سخته اما نشدنی هم نیست.
یادمون باشه:
" تا وقتی تکلیفمون با خودمون مشخص نیست کسی رو به زندگیمون دعوت نکنیم، احساس و وقت مردم هم به اندازه ی زمان و احساس ما با ارزشه... یک آدم بلاتکلیف رو تبدیل به دو آدم بلاتکلیف نکنیم"
+ ما مسئولیم!
هم من و هم شما، یادمون باشه:
" تو روابطمون با جنس مخالف با دست پیش نکشیم و با پا پس بزنیم، قشنگ نیست و مردم گناه دارن "
+ الهی العفو
خب خب خب، امروز یه قورباغه رو قورت دادیم و می ریم که داشته باشیم برنامه های بعدی رو...
امروز داشتم برنامه هامو نگاه می کردم، با خودم فکر کردم اگر دو نفر بیان کمکم، سه نفرم یک ریز تشویقم کنن ممکنه به همه برنامه هام برسم این ور سال :))
چی کارا می کنین بچه ها؟ هیچ میدونین نیمی از دی ماه گذشته؟ هیچ میدونین:|¿ وای خدایا من کی کارامو بکنم؟ کی کاغذ دیواریمو عوض کنم؟ کی برم خرید لباسای رنگی؟ کی؟ امسال احتمالا اسفند شلوغی داریم و باید بهمن اتاقمو مرتب کنم برای عید...
الهی شکر خدایا، الهی شکر
به طرز عجیبی وسوسه شدم شیطنت کنم، اما سعی دارم کمی خوددار تر باشم. خدایا مددی...
+شرمسار و خجالت زده م :(
همه ی ما آدمها ضعف هایی داریم، گاهی این ضعف ها میتونه جلوی پیشرفتمون رو تا حد زیادی بگیره...
اخیرا متوجه شدم ما خانوادگی ترس بزرگی داریم که نتونستیم هیچ وقت بهش غلبه کنیم، من اسمش رو میذارم ترس از دیده شدن... خوب یادم هست که پدرم هرگز حاضر نشد تو هیچ مصاحبه ی کوچیک درون استانی و شهری(!) عکسش باشه و حاضر نبود هیچ وقت جایی ازش تقدیر بشه و به نظرم بخش زیادی از این حس مربوط میشه به ترس از دیده شدن که تو تک تک اعضای خانواده مون وجود داره، کم و زیاد داره البته... اما در وجود همه هست.
اخیرا با تمام وجودم دارم تلاش می کنم خواهرم رو از این جریان اشتباه نجات بدم، گرچه خودم هنوز درگیر و گرفتارشم! اما راضیم از اینکه یکی از ما اقلا سعی داره نترسه از دوربین و از شناخته شدن و حرف زدن با آدمهای شناخته شده... الحمدلله انگار دارم پیروز میشم، هرچند خودم هنوز پشت پرده م و حاضر نیستم هیچ کجایی باشم، چند روز پیش از پیشنهاد یه مصاحبه ی متفاوت رو داشتیم که مثلا میتونست انگیزه بده به جوون ها و باعث شه برای موفقیتشون تلاش کنن و دنبال کارهای دو.لت.ی نباشن که ما ردش کردیم، به همون دلیلی که گفتم. البته که گفتن اگر بخوایم میتونیم تبلیغات هم بکنیم که ما اینم رد کردیم، یکجور عجیبی تو جریانهایی قرار گرفتیم که خودمونو براشون ابدا آماده نکرده بودیم.
---
دارم به هدف جدیدم فکر می کنم و امیدوارم بتونم تو اون زمینه اندکی موفقیت کسب کنم، محتاج دعاهای خیرتونم همچنان... هنوز هیچ اتفاق مثبتی در رابطه با هدفم رخ نداده و به دنبال راهی هستم برای دسترسی بهش و احتمالا کسی که تو این حوزه بتونه کمکم کنه
دوستتون دارم بچه ها، شما ها خیلی خوب تر از خوبید برای من... خیلی خوب تر و من اینجا رو عمیقا دوست دارم.