ملاقات اجباری نیست هرکی دوست داشت میتونه بیاد صرفا هدف دوست شدن و ایناست.خیلی هم ماچهارتا متفاوتیم تا اینجا که فهمیدم.خودمم بسته به ادماش ساکت یا شیطون میشم.البته اینایی که من دیدم فک کنم سخت بشه یه روز جمعمون کرد :دی https://t.me/joinchat/AAAAAEICpxYa7LN4cmOJaw
لینک گروه پالت استش اگه بهم ریخته نشده باشه و فلان :)))
مگیییییی با همون شدت ذوق حس کردم چقدرررررر دوستت دارم :)))) این حجم تفاهم عالیه اصن. اره منم خیلی زمانه روانی اینام.از خرداد نودودو بود فک کنم که تصویری هزار قصه اومد :ایکس اینا قشنگ ترین ستاره های منن :)
+ نمیدونم چقدر تو فازش استی یانه یه گروه طرفداراش تو تلگرام داریم که از همه جاش استن بچه ها.بعد بعصی شبا درمورد اهنگ به ترتیب البوم صحبت میکنیم که از اعصا اگه بتونن کسیشون بیاد ادد میشن تو گروه برامون از زبان خودشون میگن.اخری تمام ناتمام بود که روزبه اومد :) خواستی بیا. احتمال نود درصد هم بچه های رشت(چهارنفریم تا اینجای کار) بعدماه رمضون یبار همو ببینیم دورهم جمع شیم .
میام فااااااطمه میییییییااااااام ملاقات نوچ من عموما با جمع های بیشتر از دو نفره راحت نیستم و فعلا هم ترجیح میدم مجازی باشم مرسی اه (خودمو دارم چیز میکنم)
کلاً با فامیلی راحتترم :دی ضمنِ اینکه من اسمم رو نذاشتم آقای مرادی! همون مرادی بهتره! اصلاً از اینکه یکی خودش اسمش رو بذاره «آقای فلانی» یا «خانم فلانی» خندهام میگیره :))) والا هرچی فکر کردم چی بهجای اسم کوچیک بذارم [که توی بیان اجباراً باید انتخاب بشه] هیچی به ذهنم نرسید! باز «مستر» اندازهی «آقا» بارِ معنایی نداره خداروشکر :دی
:))) ولى مستر خداییش همون آقاست منم خنده م مى گیره از این جریان... مثلا پشت تلفن می پرسی شما؟ میگه اقای فلانى هستم باز ممنون از توضیحاتتون
خواهر تو که این همه طرفدار دارى چرا هى کامنت میبندى و هى قصد رفتن مى کنى؟ راستى ایمیلتون رو چک کنید من ٢ماه پیش یه ایمیلى داده بودم و هر روز منتظر جوابش موندم ولى خبرى نشد
خاک به سرم! من ایمیلمو چک نمى کنم اى کاش خبر بدید اینجا... می خونم امشب ان شا الله
نه! ناراحت که نمیشم :) اوایل برام خیلی جالب و هیجانانگیز! بود که سنـم رو بیشتر میدیدن! از بیست سال تا سی و چهل هم گفته بودن قبلاً. سقفش چهل بود :)) الان سقفش رفت پنجاه :دی الان هم برام جالبه و اغراق نکردم اگه بگم هنوز همونقدر هیجانانگیزه :دی
چون خیلى عجیبه این اسم فامیل رو وبلاگ گذاشتن و از همه جالب ترش آقاى مرادى بودنش بود خلاصه دلیلش فقط همین اسم بود حدس من
اووو چه جالب... ? راستش منم یه مدتی از اینکه اسمم زهرا بود ناراحت بودم ! دلیلش هم تلفظ بد اسمم توسط اطرافیان عزیز بود! بجای زهرا میگفتن زرا !! خلاصه کلی گوشزد کردم خدمتشون و خودمو خفه کردم تا انقدر نگن زرا و من متنفرم از کلمه ی زرا و دلم میخواد هروقت هرکسی هرجایی گف زرا یکی بکوبونم تو دهن مبارکش ! :)))) متاسفانه تا این حد حساسم ب تلفظش... ولی از وقتی حداقل مامان بابام درست تلفظش میکنن خوشحالم و عمیییقا عاشق اسمم هستم :دی البته اونام اوایل زهرا صدا میزدن ؛ ب مرور و تحت تاثیر اطرافیان زرا میگفتن ک در حال حاضر اصلاح شدن :)))) ببخشید خیلی طولانی شد اما دوست داشتم بگم... اولش هم قرار بوده اسمم دنیا یا نازنین باشه و توی سن 12-13سالگی کلی حسرت میخوردم ک چرا اسمم یکی از اینا نیس...درحالی ک الان کلی خوشحالم و واقعا شنیدن اسمم از زبون دیگران کلی منو سر ذوق میاره [ البته با تلفظ درست :))) ] چقدر دلم پر بودا... یه طومار شد :/
خیلى میفهممت... مادر من خیلى به پدرم تاکید داره مرمر و مرمرین خطابم نکنه و میگه اسم کاملش رو صدا کن و همیشه تر هم میگه که پدر خودش خیلى اهنگین و زیبا خودش رو صدا مى کرده و از این رو مایله بابامم ما ها رو قشنگ صدا کنه:دى من خیلى خیلی با اختلاف اسم زهرا رو ترجیح میدم به دو اسم دیگر بازم طومار بنویس... خوبه کامنت طولانى
فقط مونده دهن روزه هوسهاتو بنویسی مث سابق!
وااااى یادش بخیر:)))))
ملاقات اجباری نیست هرکی دوست داشت میتونه بیاد صرفا هدف دوست شدن و ایناست.خیلی هم ماچهارتا متفاوتیم تا اینجا که فهمیدم.خودمم بسته به ادماش ساکت یا شیطون میشم.البته اینایی که من دیدم فک کنم سخت بشه یه روز جمعمون کرد :دی
https://t.me/joinchat/AAAAAEICpxYa7LN4cmOJaw
لینک گروه پالت استش اگه بهم ریخته نشده باشه و فلان :)))
شوخى کردم باباسرملاقات:))))
ممنوووون
مگیییییی با همون شدت ذوق حس کردم چقدرررررر دوستت دارم :)))) این حجم تفاهم عالیه اصن.
اره منم خیلی زمانه روانی اینام.از خرداد نودودو بود فک کنم که تصویری هزار قصه اومد :ایکس اینا قشنگ ترین ستاره های منن :)
+ نمیدونم چقدر تو فازش استی یانه یه گروه طرفداراش تو تلگرام داریم که از همه جاش استن بچه ها.بعد بعصی شبا درمورد اهنگ به ترتیب البوم صحبت میکنیم که از اعصا اگه بتونن کسیشون بیاد ادد میشن تو گروه برامون از زبان خودشون میگن.اخری تمام ناتمام بود که روزبه اومد :) خواستی بیا. احتمال نود درصد هم بچه های رشت(چهارنفریم تا اینجای کار) بعدماه رمضون یبار همو ببینیم دورهم جمع شیم .
میام فااااااطمه
)
میییییییااااااام
ملاقات نوچ
من عموما با جمع های بیشتر از دو نفره راحت نیستم و فعلا هم ترجیح میدم مجازی باشم
مرسی اه
(خودمو دارم چیز میکنم
مگیییییییییییییی پالت دوست دارییییییییییییییی؟
مگییییییییییییییی من اخه روانی و عاشق پاالتم
اوف معلومه!
خیلی دارم؛) خیلی وقتم هس دارم
کلاً با فامیلی راحتترم :دی
ضمنِ اینکه من اسمم رو نذاشتم آقای مرادی! همون مرادی بهتره! اصلاً از اینکه یکی خودش اسمش رو بذاره «آقای فلانی» یا «خانم فلانی» خندهام میگیره :))) والا هرچی فکر کردم چی بهجای اسم کوچیک بذارم [که توی بیان اجباراً باید انتخاب بشه] هیچی به ذهنم نرسید! باز «مستر» اندازهی «آقا» بارِ معنایی نداره خداروشکر :دی
:))) ولى مستر خداییش همون آقاست
منم خنده م مى گیره از این جریان... مثلا پشت تلفن می پرسی شما؟ میگه اقای فلانى هستم
باز ممنون از توضیحاتتون
خواهر تو که این همه طرفدار دارى چرا هى کامنت میبندى و هى قصد رفتن مى کنى؟
راستى ایمیلتون رو چک کنید من ٢ماه پیش یه ایمیلى داده بودم و هر روز منتظر جوابش موندم ولى خبرى نشد
خاک به سرم!
من ایمیلمو چک نمى کنم اى کاش خبر بدید اینجا...
می خونم امشب ان شا الله
هله دان دان دان هله یه دانه یه دانه (خوشحالی از بازگشت مگی ِ سابق)
وااااای این شعره:)))


یار ما مهربان مال ابادانه یه دانه
خدا خیرت بده دم سحرى خندوندیم ننه!
صلوات بفرستید که کامنتدونی باز شد.
چه عجب دختر برگشتی
بی پولی خیلی بده
:)))

من همیشه مشکل دارم با وبلاگاى کامنتدونى بسته، ولى وختى بازشم می کنن عموما خاموشم
بى پولى وحشتناکه، البته من اونقدر بى پولم نیستم الحمدلله
نه! ناراحت که نمیشم :)
اوایل برام خیلی جالب و هیجانانگیز! بود که سنـم رو بیشتر میدیدن! از بیست سال تا سی و چهل هم گفته بودن قبلاً. سقفش چهل بود :)) الان سقفش رفت پنجاه :دی
الان هم برام جالبه و اغراق نکردم اگه بگم هنوز همونقدر هیجانانگیزه :دی
چون خیلى عجیبه این اسم فامیل رو وبلاگ گذاشتن
و از همه جالب ترش آقاى مرادى بودنش بود
خلاصه دلیلش فقط همین اسم بود حدس من
اووو چه جالب... ?
راستش منم یه مدتی از اینکه اسمم زهرا بود ناراحت بودم !
دلیلش هم تلفظ بد اسمم توسط اطرافیان عزیز بود! بجای زهرا میگفتن زرا !! خلاصه کلی گوشزد کردم خدمتشون و خودمو خفه کردم تا انقدر نگن زرا و من متنفرم از کلمه ی زرا و دلم میخواد هروقت هرکسی هرجایی گف زرا یکی بکوبونم تو دهن مبارکش ! :)))) متاسفانه تا این حد حساسم ب تلفظش... ولی از وقتی حداقل مامان بابام درست تلفظش میکنن خوشحالم و عمیییقا عاشق اسمم هستم :دی البته اونام اوایل زهرا صدا میزدن ؛ ب مرور و تحت تاثیر اطرافیان زرا میگفتن ک در حال حاضر اصلاح شدن :)))) ببخشید خیلی طولانی شد اما دوست داشتم بگم... اولش هم قرار بوده اسمم دنیا یا نازنین باشه و توی سن 12-13سالگی کلی حسرت میخوردم ک چرا اسمم یکی از اینا نیس...درحالی ک الان کلی خوشحالم و واقعا شنیدن اسمم از زبون دیگران کلی منو سر ذوق میاره [ البته با تلفظ درست :))) ]
چقدر دلم پر بودا... یه طومار شد :/
خیلى میفهممت...


مادر من خیلى به پدرم تاکید داره مرمر و مرمرین خطابم نکنه و میگه اسم کاملش رو صدا کن و همیشه تر هم میگه که پدر خودش خیلى اهنگین و زیبا خودش رو صدا مى کرده و از این رو مایله بابامم ما ها رو قشنگ صدا کنه:دى
من خیلى خیلی با اختلاف اسم زهرا رو ترجیح میدم به دو اسم دیگر
بازم طومار بنویس... خوبه کامنت طولانى
ای جان :**
:*
زهرا از اون اسماس که وقتى بچه بودم دوس نداشتم و الان عاشقشم...
مى دونستید؟
خیلی خوشحالم اینو میشنوم دوستم...لطفا لطفا شاد باش وشادبمون دختر گیسو مشکی ما :)
وروجک ادرستو بذار برام
امروز اومدم وبت دیدم مسدوده! حس مى کنم گفته بودى وبلاگتو عوض کردی
خداروشکر :) ایشالا اون بخش بیپولتریش هم جبران بشه :دی
ممنووون جناب مرداى! با مچکر؛)
ناراحت نشیدا ولى من وقتى اسمتون رو میدیدم فکر مى کردم بالاى ٥٠ سال باشید:)))
اصلا نمى دونم چرا