مگلاگ

مگلاگ

مگهانِ :دی
مگلاگ

مگلاگ

مگهانِ :دی

میم مثل مریم

عکس کتاب اورجینال هری پاتر رو که دیدم بی اراده نوشتم دلم خواستش و با خودم گفتم وقتی خوب شه حالم به خودم جایزه میدم و اینو برای خودم هدیه می خرم. هرچند که واقعا خرجای اضافی ممنوعه تا اطلاع ثانوی...

و ببینید من چقدر خوشبختم که دوست ناشناخته ی راه دورم برام نوشت اگر خوشحالت می کنه آدرس بده تا همین فردا کتاب رو برات ارسال کنم و برای چند لحظه چشام تر شد و انگار تو دلم سور و سات عروسی به پا شد. البته که من قبول نکردم ولی با همین پیشنهاد تونست حال دلمو خوش کنه و هر چند دقیقه یک بار باز یادش میفتم و لبخند پت و پهنی روی صورتم می شینه، چطور بعضی از آدمها این همه خوبن؟ خدایا دلشون رو هزار هزار بار بیشتر از چیزی که دل منو خوش کردن خوش کن:)



+ چوپان حق داره که میگه زکات تعداد زیادی دوست خوب رو باید با چند ناملایمتی دنیای مجازی پرداخت. می ارزه داشتن چندین خوب به گاها ناراحتی های مجازی، سو تفاهم ها و دلگیری های مجازی :) 

نظرات 9 + ارسال نظر
فاطمه 1395/06/12 ساعت 01:12 http://khormaaloo.blogfa.com

مگهان جان.بانوی قشنگ جان.اصولا من ادم تعارف نیستم و تا با تمام وجودم نخوام نمیگم چیزیو اگه هنوز این کتاب حالتو خوب میکنه میشه میشه میشه لدفا بزاری منم یکم تو حال خوبت سهم بیابم؟ تازه منم برای رشتم حتی میتونی درحد چندثانیه بشه که وقتت گرفته شه و بدم بهت.
میشه لدفا؟

یه رشتی که خرمالو دوست داره و مثل من عاشق رنگ نارنجیه...
همین، متاسفانه هنوز آمادگی بیرون رفتن و کمی هوا عوض کردن رو حتی ندارم.
چقدر شما ها خوبید:) نه؟

ج مثه چی؟

مثل تو:)

نفس 1395/06/10 ساعت 20:11 http://takenote.persianblog.ir/

وای عزیزم تو انقدر خودت خوبی که احساس خوب هم به سمتت میاد. این مطلب رو که خوندم یاد حرف خودت افتادم .

اون اوایل که از ایران اومده بودم چند تا دونه کتاب همراهم آورده بودم که خب زودی خوندمشون و یادمه یه پست گذاشتم که وقتی برگردم حتما باید کتابای بیشتری بیارم و دیگه چیزی ندارم واسه خوندن. اون وقت تو برام نوشته بودی که عاشق کتابی و پیشنهاد کرده بودی برام کتاب بفرستی.
توی اون موقعیت و اون دلتنگی شدید و تنهایی ، اون قدر این حرفت خوشحالم کرده بود و دلم رو پر از ذوق که نگو.
امیدوارم دلت همیشه پر از شادی باشه و قلبت پر از آرامش.

ای کاش و ای کاش و ای کاش بهم آدرس داده بودی
یادمه اون روز رو خیلی خوبم یادمه، تو خیلی خوبی نفس عزیز و من فقط همینو می تونم بگم

ریحانه 1395/06/10 ساعت 19:02

ولی اگه تهران رفتی باغ نگارستان پیشنهاد میکنم برو.
ما سری پیش که تهران بودیم رفتیم جای قشنگیه توی خیابون بهارستان بیشتر کافه تهرون که داخلشه خوبه .مخصوصا ابمیوه و عرقیجات سنتی اش. من بیدمشک و نسترن رو پیشنهاد میکنم اونجا بهت:)
هر وقت گذرت به تهران افتاد به نظرم یه سر بزن ^____^

++منم یه خورده خستم هنوز ..دلم میخواد تا اخر شریور برم یه سفر کوتاه به مشهد یا مجددا تهران. چون از اول مهر نمیتونم جایی برم..اسیر درس و کتاب میشم
میدونی دلم میخواد تا اخرین ثانیه ی شهریور رو ببلعم نزارم هدر برهفعلا که داره هدر میره :))))

انشاالله دختر خوب
چه عالم پیشنهاد داری برای من، خصوصیهای بلندت رو خوندم. مچکرم بسیار... از مهر ایشالا تلاش و تلاش و تلاش و بعدش خبرهای خوب و خوش
فعلا که معلوم نیست گذرم بیفته یا نه، شهریورت رو دریاب دخترک

+ ممنون بابت تمام نارنجیهایی که دیدی و یادم کردی عزیزم، خیلی ممنون

قلب و بوسه

ریحانه 1395/06/10 ساعت 18:29

بابت اینستات ممنونم عزیزم
تسلیت بابت درگذشت پسر عمه جان..امیدوارم اخرین غم زندگیتون باشه و پاییزی رو شروع کنی با شادی و بدور از غم و با ارامش فراوان.هر چه غم و اندوه است به گرمای نفسگیر تابستونی که رو به اتمامه پرتاب کن ..
تو سفر به یادت بودم مخصوصا وقتی کتاب دختر پرتقالی رو تو شهر کتاب دیدم:)کلا هر وسیله نارنجی فک کن:))
پست بالا:اگه شرایطش برات هس یه سفر کوتاه برو یا یه جایی که ارامش و حس خوبی داشته باشه یه جای بکر و خلوت که روحیه عوض کنه یه طبیعت ناب که خستگی رفع کنه^___^ همسایه رشتی ما که داره میاد رشت:)
بهترینهارو برات ارزو میکنم

♡♡♡

دینا 1395/06/10 ساعت 17:41 http://Www.lsharan.blog.ir

به شدت به شما و همه هری پاتری ها توصیه می کنم نخونیدش .
فاجعه بود این داستان .
نه شخصیت پردازی درست و درمون، نه طرح داستانی جالب
خیلی تو ذوقم خورد

ای باباااا
در این حد آخه:|¿ من تا یه جاهاییش خوندم گرچه حس گذشته رو نداده بهم ولی تا اینجاش ازش راضیم که منو یاد اون روزا میندازه

فرح 1395/06/10 ساعت 17:17

سلام...خب یک صندوق پستی بگیر ببین چقدرهدیه میاد
چوپان خانوم چه جمله خوبی میگن ولی واقعا صبر وحوصله زیادی میخواد خب شما باگذشتی من حوصله یکی شم ندارم

سلام
عزیزم بحث آدرس نیست، من اصلا روم نمیشه که دوستام به زحمت بیفتن برای من، به اندازه ی کافی زحمت دادم به خیلیهاشون(اشاره به شما؛) )
من اصلا با گذشت نیستم فرح، چه میگی دختر خوب

به نظر منم می ارزه

^-^ هوم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد