مگلاگ

مگلاگ

مگهانِ :دی
مگلاگ

مگلاگ

مگهانِ :دی

روزانه

امروز رو روز غلت زدن در تخت و دلتنگی و فکرای قلبی می نامیم. 

فکرای قلبی چیز عاشقانه ای نیست، ربط داره به یکی از ترسهام که امروز بند کردم بهش و با فک کردن بهش می خوام نگرانیمو رفع کنم. یکی ندونه فکر می کنه فردا قراره باهاش مواجه شم! والا...



 

+ عمه م یکجور بدی دلخوش به ماست و ما هم از زندگی ساقط شدیم، خدایا مددی... 

+ دلم می خواد بکشمش که نیست، که این همه نیست. 

+ یکی از مسایل خصوصی که میشد گفته بشه و نشد این بود که من شنیدم خیلی از آدمهای سنتی میرن تو مراسم عزا(!) و دختری رو که نشون کردن!!! می بینن، که واقعا حرکت ناپسندیست، اگر اطرافتون همچو آدمایی هستن از طرف من بهشون بگید که احساس خفن بودن نداشته باشن و بدونن کارشون بسیار ناشایسته و اگر این کارم کردن که دیگه جایی به کسی نگن و آبروی خودشونو نبرن.

+ روزی که اون اتفاق افتاد ما هیچ کدوم تو حال طبیعی نبودیم، گفتم که...ما رابطمون خواهر و برادرانه بود، در این حد که فقط حامد جان و آقا حامد صداش می کردیم چون بزرگتر بود، یه صمیمیت و احترام خوبی هم بینمون بود. و خب با این اوصاف حالمون گفتن نداره، روز اول و روز خاکسپاری هر کدوم یه وری از حال رفته بودیم و منم خیلی بیتابی می کردم، و چون از همه اعضای خانواده ضعیف تر به نظر میام به لحاظ جسمی چندین نفر از همکارای خواهرم دورم بودن که نذارن غش کنم و خطری پیش نیاد. این رفتارا که گفتم هیچ کدوم ارادی نبود، ای کاش کسی بود که بهم آرام بخش می داد و باعث می شد من اونقدر کارای غیر ارادی ازم سر نزنه و یا بلند بلند گریه نکنم، که بعد خوب تر شدن حالم خجالت زده و شرمگین نشم. من همیشه از آدمای ناآروم و بد عزا متنفر بودم و این اتفاق نشون داد من دقیقا یک انسان بد عزا هستم که جیغ می زنم، گریه می کنم و هی میگم وااااااای(این واااااای رو با فریاد و گریه بخونید) و الخ. بعد شما فکر می کنید همچو جایی باید رفت و دختر دید؟ خاک تو سر افکار فرد مورد نظر واقعا... خاک! ای کاش اقلا کسی اینو به عمه نمی گفت و عمه م به ما نمی گفت(!) ضمنا میزان عاطفه مون بررسی شده و مقبول افتاده دخترمون الحمدلله... 

+ تکرار می کنم تا خواهرم نره من که جایی نمیرم، بعد ما خانوادگی با ازدواج سنتی مشکل داریم گویا، حتی بابای خیلی سنتیم دوس نداره آدم راه بده و مایله ما کسی رو بشناسیم و بهش معرفی کنیم، اینو تا چند وقت پیش نمی دونستم و تاکید داره شما رو دوس داشته باشه و بپسنده فقط... منو بشناسه که چی؟ مامانتونو بشناسه که چی؟ و از طرفی منم واقعا واقعا خجالت می کشم روزی به پدرم بگم کسی هست و معرفیش کنم، با این همه صمیمیت نمی دونم چرا اینقدر ازش خجالت می کشم من؟

+ تو حال طبیعی خواهرم به فکر ازدواج نبود و همش از مصایب و معایبش می گفت حالا تو همچو شرایطی حتما(!) تمایل نشون میده... شما بگو سه ماه بعد چهلمم بیان حتی... 

+ فرد مورد نظر اصلا شاید به این قصد نیومده بود اما در تنها مراسمی که خونواده ی ما رو دیده همون روزهای عزاست. حرفی هم نزده و میدونه عزاداریم فقط به یکی گفته و اون یکی به عمه گفته و باقی ماجراها و الان همه می دونن به سلامتی

+ راستی ماشین بابا رو می خوایم بفروشیم و این هم خوبه، هم بد! ازش بدم می اومد همیشه، از طرفی ماشین راحتی بود واسه گردش که اونم دیگه کاربرد نداره واسمون و حالا حالا ها تنها مقصدمون رفتن به سر مزاره... و قسمت بد دیگه ش اینه که یعنی پول نقد نداریم و باید بدهیا رو باید صاف کنیم یه جوری بالاخره، فک می کردم فروش این ماشین به دلیل دیگه ای پیش بیاد روزی و خیلی شگفت آوره که برای مساله ای بسیار غمگنانه داره فروخته میشه، سفید عزیزم مرسی که برای مدتی بودی، تو هم برو و خاطره شو

نظرات 8 + ارسال نظر
ریحانه 1395/06/10 ساعت 21:05

چه قدر از این حرفت خوشم اومد مگهان :ماشین یه تکه اهنه فقط... همین.ای کاش همه اینجوری فکر کنیم .لایک:)

امید که این اعتقاد قلبی همه مون باشه روزی...
یه تیکه آهنی که مهمه، ولی واقعیت امر اینه که فقط و فقط یه تیکه آهنه

باران 1395/06/10 ساعت 06:45

سلام
خوبی ؟
پستت منو یاد جیغ و دادهای خواهر دومم انداخت.
یاد سکوت خیلی پر احساس خواهرزاده کوچکم که تا مدتها غمش رو بروز نداد هی میگفت خاله مامان بزرگ کی برمیگرده ؟
بعدش هم که بهش گفتم کم کم اون لحظه رو یادم نمیره که رفت داخل اتاقم و مدتها تنهایی گریه میکرد گاهی هم سنگ صبور من بود.
یاد گریه های زیر پتو خان داداشم افتادم.
یاد منگ شدن خودم و دیونه بازی هام تو بیمارستان:(
مرگ هر عزیزی سخته خیلی .
خدا بهتون صبر بده.
البته رفتن به سر مزار یه حسن داره اونم واقعا درست میگن که خاک آروم کننده اس کم کم آروم میشه آدم.
ما تا چهلم هر روز میرفتیم سر خاک.
بعد از چهلم هر پنجشنبه ...


+
کاش فقط تو مراسم عزای بستگان این داستان انتخاب کردن دختر
پیش بیاد :|
شاید باور نکنی تو اینجا تو مراسم عزای حسینی تو ایام تاسوعا و عاشورا
خانم ها فقط میان میچرخن ببینن که دختر خوبه برای پسرهاشون.
و اصلا حرمت آقا حسین رو نگه نمبدارن که بگن خانم خانم ها امشب شب عاشوراست !!

++
ایشالا یه ماشین مدل بالاش رو میخرین توکل بخدا:)

سلام
شکر...
آدمای مختلف تو شرایط مختلف واکنشهاشون فرق می کنه... من اکثر روزا آروم بودم و حتی اشکمم خشک بود. ولی روز اول...
متاسفانه شنیدم این رو هم:)

+ انشالله خوشبختی به زندگی برگرده، ماشین یه تکه آهنه فقط... همین

بریدا 1395/06/09 ساعت 18:48 http://brida.blogsky.com

من اصلا گریه نمیکنم
گریم نمیگیره واسه کسی که فوت میکنه. مثلا عموم. اونم عمویی که دوران مجردیش پیش ما زندگی میکرد :/
خب هرکسی عکس العملی داره
پشت سر من حرف زیاد بود بعداز فوت عموم همه میگفتن بی احساسه و از این حرفا...

منم تو بعضی شرایط اینطوریم مثلا دو ساعتی که تو مسجد بودیم برای سوم هیچ اشکی نریختم! و احتمالا اینطور به نظر می رسید که ناراحت هم نیستم.
خیلی بده این قضاوت

mehra 1395/06/09 ساعت 17:07 http://paeize-por-rang.blog.ir

من نمیدونم بد عزا هستم یا نه...
تا جایی که یادمه وقتی هفت سالم بود، دور از جون شما،عمه و دایی و پدربزرگمو از دست دادیم...منم تو دوران طفولیت به شدت این سه تا عضو خانواده رو دوست داشتم( الانم البته به همون شدت دوسشون دارم) ولی خب بچه بودم وختم و عزا داری خیلی حالیم نمیشد...
تو مراسم عمه ام یادمه که داشتیم با دختر عموم توپ بازی میکردیم
تو مراسم داییم هم با دستمال کاغذی قایق و هواپیما درست میکردم
ولی گمونم پنجاه درصد از سمت مادری ارثیه بد عزا بودن رو دارم...
البته طبیعیه ها...به خصوص واسه عناصر اناث

هاها مرگ تو بچگی راحت تره پذیرفتنش...
البته نه مرگ والدین
من دوس داشتم آروم گریه می کردم و در تنهایی

این طرف خواستگار چقدر پر روئه ! چقدددر !!! تا حالا ندیده بودم نشون کردن این شکلی ! سر عزاداری !

والا من شنیده بودم زیاد...
فکر می کردم الکیه واقعا و دیگه نیست همچین چیزی

*زهرا* 1395/06/09 ساعت 15:51

عجــــــــــب !!!!!

من از اینام ک یه گوشه وایمیسم و سرمو میندازم پایین و زار زار گریه میکنم..جیغ و دادم کمتره....پاییز پارسال موقع خاکسپاری بابابزرگم خیلی حالمون بد بود..... خیلییییییی.... اما خواهرم خیلی بد جیغ و داد میکرد! من بیشتر درونگرام..... و اینجور موقع ها بیشتر شوکه ام و نمیتونم اتفاقی که افتاده رو باور کنم...

راستی یه پیشنهاد .. اگه تا حالا سوره ملک رو نخوندین بالای مزارشون: حتما بخونین....... و همینطور هفت تا سوره قدر ... قطعا خودتون میدونین .. اما منم خواستم یاداوری کنم :دی !

خدایا رفتگان ما رو ببخش و بیامرز

چه خوب، منم البته اکثر روزا آروم گریه کردم. ولی روز خاکسپاری یه کم بدتر بودم که اونم دست خودم نبود، واقعا آدمها تو این شرایط خودشون تعیین کننده ی نوع رفتارشون نیستن. میگم که من همیشه متنفر بودم و هستم از گریه ی بلند...

خوندیم این سوره رو همون روز اول و شب اول سر خاک...و من هربار میرم 7بار قدر می خونم همراه فاتحه...ممنونم که بهم میگی عزیزم

بانو 1395/06/09 ساعت 15:50 http://bisiar.blogfa.com

شاید کارهایی که از سر ناراحتی انجام دادی باعث شده بعدا خجالت زده شی ولی کار درستی بوده، گذاشتی روند سوگواری خیلی خوبه، این مدام سر زدن به مزار و یادآوری و گریه مسیر درستیه. باعث میشه سوگواری برات تموم شه و بتونی راحت تر به زندگی عادی برگردی، تا شش ماه سوگوار بودن طبیعیه عزیزم
ایشالا هر چه زودتر تو و خانواده بهتر شید

من خیلی خیلی خیلی خجالت می کشم از یادآوریش و متاسفانه کسی نبود حواسش باشه و جلوم رو بگیره... درسته مسیریه که باید طی شه ولی چرا مثلا همکارای بابام باید منو تو اون وضع می دیدن؟ یا همسایه های عمه و آقایون فامیل و ...؟ اتفاقیه که افتاده بانوی عزیزم و نباید بهش فکر کنم زیاد
ولی واقعا شاید اگر اون روند طی نمیشد من حالا همینقدرم نمیتونستم رو پام وایسم.
♡ ممنون و آمین

khorshid 1395/06/09 ساعت 15:13

سلام مگ عزیز
آخ آخ اون قسمت آرام بخش خوردن رو هستم. من هم یه بار یه خبر بدی از بیمارستان بهم دادن خیلی کولی بازی درآوردم.اصلا در خودم این رفتار رو نمیدیدم.فکر میکردم حالا که سن و سالی ازم گذشته در برابر مصایب و شوکهای این مدل،میتونم خودم رو کنترل کنم. زهی خیال باطل. خدا هم جزع فزع و داد و بیداد رو توی سختیها نمیپسندن. سوگواری هم باید متین و خانمانه باشه به نظرم و این هم به این بستگی داره آدم چقدر آماده باشه...آماده رفتن و از دست دادن چه خودش رو و چه دیگرون رو صبر جمیل همین موقع ها مصداق پیدا میکنه به نظرم وقتی که انگار ته ته دنیاست....

سلام عزیزم
:( اصلا به سن نیست، من مامانم خیلی خیلی بد عزاداری می کنه و خب این چیزام کمی ارثیه دیگه
هعی...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد