با چوپان نشستیم و چای دم کردیم که بخوریم، اون تو خونه ی خودش، من تو خونه ی خودم...
یه همچین موجودات عجیبی هستیم ما، قول دادیم چایمون هم یه جور باشه که حس دو نفره بودن القا شه، یادم باشه عین لیوان چای سبزم براش بخرم
+ برای کامنترهای جدید، چوپان یک دختر رشتی شبیه خودمه.
ادرس وبلاگ چوپان خانوم رو من ندارم .میشه؟
عزیزم خودش تمایلی نداره کسی آدرس داشته باشه
چوپان جانم اگر خودت مایلی آدرس بده:)
شما و چوپان و دنیای وبلاگ نویسی همو پیدا کردین و دوستای صمیمی شدین؟ این عالیه. برام جالبه و قشنگ این حس صمیمیتتون این اعتمادتون به همدیگه.چه خوبه دوست خوب
ایشلله همیشه کنار هم باشید.خوبه که از یه شهر هستین.
با سلام
بلی
البته شباهتهای زیادمون باعث استحکام و ادامه ی این ارتباط شد:) نه شباهت شخصیتی فقط، حتی شرایط استقلال مشابه و شرایط زندگی و ... تا حدودی شبیه بودیم.
چوپان والا اسمش غلط اندازه. ملتم که آماده قضاوت
والا هر چند وقت یک بار این سوال برای ملت پیش میاد که با یه آقا رفتی سفر؟
نوش جونتون دو نفره های راه دور
من خیلی تجربه در این مورد دارم
مچکرم عزیزم :)