دیشب سر یه قضیه ای با چوپان شرط کردیم یعنی برای مثال من می گفتم این کفش رنگش بنفشه، چوپان می گفت نه این طلاییه...
اولش فکر کردم مسخره می کنه، چون من کاملا مطمین بودم حرف من درسته... پرسیدم شوخی می کنی؟ گفت نه!!! طلاییه دیگه... واضحه که اینش
هیچی دیگه به خواهرم نشون دادم که تو نظرت چیه؟ اونم هم نظر با چوپان بود و من واقعا مونده بودم هاج و واج که یعنی اشتباه می کنم من؟! خیلی عجیبه... ولی هیچ کس دیگه ای نبود که نشونش بدم و سوالم رو بپرسم. اینه که این قضیه الان روی اعصابمه و هر کسی هم نمی تونه نظر بده مگر فردی متخصص...
اگر متخصص امر پیدا شد و حرف من درست در اومد از چوپان دو عدد کتاب دوس داشتنی طلب می کنم! بعله... و اگر حرف اون درست در اومد دو عدد کتاب بهش هدیه می کنم. فقط باید به انتظار بشینیم که متخصص امر پیدا شه و جواب ما رو بده...
+ دوستان توجه داشته باشید مساله رنگ کفش نیستا، من اینجوری مثال زدم چون امکان عمومی گفتنش نبود.
باشه
بچه ها هرکی میخواد بیاد از من بپرسه، من میگم
پولیه البته، هرکی میخواد بدونه پیشنهادش رو بگه، مگی تو هم پیشنهادت رو بگو، هرکدوم بهتر بود انجام میدم
:)))))))))
به هر حال زندگی خرج داره :)))
در روح و روانت ای طودی...
خونت حلاله گل من
خب چرا نمیگی؟
چیز بد یا خیلی خاص یا عجیبی نیس که
به یک دلیلی که قابل بیان نیست
میگم برات حالا
ها اصل نظرمون یکی بود، ولی رسم شلکامو کلا زمین تا اسمون فرق میکرد :))))
کشتمت واقعا طودی =))
اگه بدونی چقدر کامنت داشتم که چی بوده:| ولی نمیشه بگم، حالا فک می کنن چیز عیبیه
عزیزم به نظرم دوتا کتابو آماده کن
البته اگه اونیه که من میدونم :))))))))
=)))))))))))))
نه خیر نظر من و تو یکی بود.چوپان باید آماده ش کنه
من همین جا در ملا عام تکذیب میکنم!
کِیییی با جنابالی شرط بستم؟؟؟؟ تو برای خودت شرط بستی:)) بعد پرو پروووو اومدی اینجام ثبتشم کردی:|
=)))))))
من بهتون ثابت می کنم که اشتباه کردین
مرسی، اه:))