اصلا معنی نداره این حرکتش، همیشه اینجوری بوده که من هر کار احمقانه ای می خواستم بکنم پایه م بوده و حالا که میگه نوچ این کارو نمی کنم برات حالمو اساسی گرفته!
+ مخاطب خاصم اسمش چوپانه، از این طریق شکایتم را از ایشان به سمع و بصر خودش و دوستدارانش می رسانم. مرسی، اه
+ خیلی دلم می خواست آرزوم برآورده شه... بازم نمیشه؟
+ ضمنا کارای احمقانه ی ما در حد کارهای عاقلانه ی خیلیهاست و ذهنتون به خطاهای بزرگ و مسخره نره
خب اوندفعه هم تو پایه ش نبودی.
چیزی که عوض داره گله نداره :دی
کی پایه نبودم؟
یه احضاریه بفرست براش دعوتش کن بشینیم دور یه میز، رای بدیم که باید به طور مسالمت آمیز پایه ی همه ی کارات باشه!!
میگه پایه م طفلی:دی
می خواستم انجام ندادن اون کارو بندازم گردن پوپان که گویا نمیشه دیگه!