امروز که زنگ زد و در رو براش باز کردم، با هول گفت مگی ببین چی آوردم و مقواش رو گرفت جلو چشام...
سرمو کشیدم عقب و گفتم این چیه؟
گفت معلومه که مقوای جنس خوب! اشتمباخ نیستا... فابریانو هم نیست. و به شوخی کوبیدش تو پیشونیم و بعد گفت آخ نشکنه مقوام!
گفتم خب میبینم که مقواس بگو برای چیه؟(می دونستم فردا هنر داره، زیست هم داره، انگلیسی و قرآن هم)
گفت خریدم که کارای فردامو انجام بدم دیگه!
گفتن همان و پخش زمین شدن با کاپشن و لباس بیرون همان...
تونستم راضیش کنم که اول تو دفتر تمرین کنه و بعد رو مقوا بکشه، پرسیدم درسای دیگه ت چی؟ چشماشو ریز کرد و گفت زبان که هیچی... زیستم، اوممم... امتحان دارم و قول که بیست شم، قرآنم که بلدم بخونم دیگه!
حاضر نشد لباساشو در بیاره و با ذوق فراوان ناشیانه شروع به کشیدن کرد و سرش رو بلند نکرد تا ساعت 7 که باید می رفت باشگاه...
+ خرس گنده ی من سیزده سالشه و نه سه سال...
+ یه تیکه کاغذ کنده شده هم می بینید که کنارش افتاده
سلام و وقت بخیر
یه چیزی میخواستم در مورد 164 سانتی بنویسیم ولی نمیدونم چرا باطریم خوابید.قربون دَسِد یه هول بده اقَلِکَندِش شاید روشن شدم آ اون چیزه را گُوفتم
یادتون اومد بفرمایین
و بس.
:))) ♡♡♡♡♡♡
مامان خونه نبودن، درسته؟ و یا خواهر بزرگتون!
یعنی من به عنوان یک مادر اینطور حس کردم!
آخ من چقدر سختگیرم!
درسته من و هانی بودیم، مامان سرما خورده و خواب بودن یعنی:)
چرا سخت گیر این ولو شدن کف هال آزاردهنده ست:))؟ برای منم خوشایند نیست راستش
ای جان:))
شیکمشووو
...
حالا چیو با این ذوق میکشه؟!
...
به ۱۸ سالگی که برسه، دیگه حس نمیکنی برادر کوچیکتر داری، یه همراه و هم زبون عالی میشه:)
:)) خرس گنده همیشه شکمش بیرونه! عین موش تو کارتون سیندرلا بودا....
چی بگم؟ داشت بهار می کشید!!! ذوقش عین بچه های سه ساله ست. یعنی من و هانی هردو ذوقامون یه جورایی کودکانه ست :)
آخرین بار 5 سال پیش بود! واون موقع هنوز لاله پارک نداشت!
اوهوم، پس حتما برو! اگه رفتی و تغییراتش رو دیدی و تبریز رو نشناختی شاکی نشیا!!! 5ساااال برای تبریز یعنی 50 سال:))
دشمنت بمیره :>
ایشالا:دی
آره، ماهی تبریزه، دستبافه، خیلی ساله داریمش
:دی
الهی چه خوشم میاد. یه آقای چپ دست هم تو وبلاگستان هست اونام تو خونه شون لنگه ی اینا هست.
اهان بله خودشه پس; عزیزم :** البته اینجا قیمتشو زده 33تومن و تخفیف هم داره که قیمت جدیدش 28500تومن شده:*مرسی جانم:*
آهاااان پس خودشه:))
یعنی حافظه ای دارما:| یادمه 6ماه پیش کتابی که خریدم چند بوده:)))
خواهشومی کنم گل کاری که نکردم!
اوووم...مگى ! ببخشید من همش مزاحم میشم !!! :( هى سوال میکنم!
اون کتابه همینه دیگه؟درسته؟
http://www.iketab.com/books.php?Module=SMMPBBooks&SMMOp=BookDB&SMM_CMD=&BookId=117950
احتمالا از همین جا سفارش میدم :) اگ تو کتابفروشی پیدا نکردم البته:)
متاسفانه نمیتونم بازش کنم زهرای عزیزم، چون با گوشی هستم و یه کم کپی کردن از گوشی برام سخته، ولی فکر می کنم همونه قیمتش 33هزار تومنه اونی که من میگم:)
خیلی هم عالیه منم اخیرا خیلی از سایت کتاب خریدم.
دلم واسه داداشم تنگ شد :|
بمیرم:| شرمنده
خدا حفظش کنه.پسر کوچیکه من ماشالا خیلی قدش بلنده یه سری هم کلاس بدنسازی رفت درشت و چهار شونه شد.هر جا میگم پسر کوچیکه بعد اونو نشون میدم فکشون میافته.احتمالا بعد از عید دیگه باید سرت رو بالا بگیری و نگاهش کنی.میگن پسرا یه شبه بزرگ میشن.خدا هر سه تاتون رو حفظ کنه برای پدر و مادرتون.
الهی عزیزکم!
پسر کوچیکه تون چند ساله ست بانو؟
اوهوم منم منتظرم هانی یهو رشد کنه و شدیدا نگرانم قدش اینقدری بمونه:|
ممنووونم
وای ای جاااان!
خرس گنده! : ))
عاشقتم پرتقالک!
:))) خرس گنده ست خدا شاهده!
چقدر مداد!!!!
دلم خواست
:)))
مداد رنگی بچگی هاشه البته :)) بچه قانعیه همونا رو استفاده می کنه
هورا به هرچی برادره
به هرررچی برادر خوب و آقاست ^-^
آخی، چه با ذوق
فرش شما عین فرش ماست که!
:دی
جدی میگی متر؟ مال شمام ماهی تبریزه:دی؟
هاهاها
راستی منم تبریز می خوام!!!!
دلم تنگ شده براش! هرسال تابستون میگم ایندفه دیگه میرم و نمیشه! امسال انشالا میرم
الهی درک می کنم دلتنگیتو، آخرین بار کی رفتی؟
این سری برو لاله پارک حتما، خب؟
ای جانننننننننننن پست مورد علاقه من!
لپشو بکش از طرف من
مگی میدونستی؟؟ منم کلاس اول که رفته بودم از بس ذوق داشتم با لباس مدرسه دقیقا پشت در خونه می نشستم و مشق می نوشتم! یاد خودم افتادم! ینی کسی نمیتونست بیاد تو تا من تمام بشم
:))) اینقدررر بدش میاد لپشو می کشم.
تلافی می کنه زود لپمو گاز می گیره:|
خواهر منم مثل شما بود جلوی در و با لباس کاراشو انجام میداد:))))))) البته میگفت می خوام بنویسم که زود راحت شم:| !!
عین خودم هنرمنده
:))) نه بابا بی هنره خیلی فقط علاقه منده خنگ خدا!
به به هانی خان!
به به هانی خان ایضا :))))))
ولی موهاش به تو برده

خدا حفظش کند
سلام :)
از من دلخور که نیستی؟
هستی ؟
هیچکدوم :)
کد :
51695
موهاش؟ نه این خیلی ماشالا پر پشته
موهای من ظریفه و نازک و خییییلی لخت
هانی موهاش حالتی و زبره! پدسوخته به داییم رفته:دی
نه عزیزم چرا دلخور؟ خیلی هم ممنونم ازت ^-^ تازه ایمیلت رو دیدم یه کم بهتر شم جواب میدم:)
چه کدی به به!!!
دیدن ذوق برادر کوچولو چقد شیرینه
اوهوم، شیش تای منه! اسمش هست کوچولو! در آستانه ی 14سالگیه:دی
کاملا مشخصه که برادرت ب هنر علاقه داره مگى;) همین ک کلاس موسیقى میره و هم این ذوقش برای فعالیت هاى هنری بنظرم اینو نشون میده!درست میگم؟ یا ن ؟ بهرحال امیدوارم ب هرچیزى علاقه داره ؛ بتونه در همون زمینه موووفق بشه خییلییی :) البته درکنار موفقیت درسی:)
بله خیلی دوس داره، درسشم البته خوبه اما درس خوب نمی خونه:( و البته بگم هر روز باشگاه هم میره و به نسبت هم سناش خیلی درشته و چارشونه؛)
انشالله شمام موفق باشی
خوشحالم که تبریز برات یاد آور خوشی هاست
زود تر بیا تبریز هم منتظر توست
هوم، البته قطعا خاطرات بدی هم داشتم و روزای سخت در تبریز
ولی از این آدمایی نیستم که فکر کنم اونجا باعث اون ماجراها بوده:)
+ تبریز خیییلی خوبه :) خیلی... از اصفهانم خیلی زیباتره! ایشالا اصفهانیا نیام بکشنم:))
خدا حفظش کنه
:) خیلی ممنونم سمیرا جان