عکس پسرخاله و خانومشو نشونم داد، گفتم چرا خانومش اینجوری بغلش کرده؟ انتقادم دارم چقدر طلا دست خانومشه!
گفت کو ببینم... مگهان من این همه مدت تا حالا به چنین جزییاتی از این عکس توجه نکرده بودم!
گفتم تنها چیزایی که تو این عکس میشه دید همیناییه که گفتم. مگه تو چی میبینی غیر از این؟
گفت من میبینم که اینا دو نفرن! و صمیمیت میبینم-بغل خیلی گرمی کرده بود همسرشو- و همین.
+ بعدش غلتیدم تو تخت و به همه ی تفاوت ها فکر کردم، به همه ی تفاوت ها...
+ همیشه می ترسم که با همسر آینده م همزبان نباشم، ترک باشه کرد باشه یا زبانی غیر از فارسی داشته باشه... (خانم و آقای مذکور در عکس همزبان نیستن)
تفاوت زبان بنظرت تفاوت عقیده میاره؟!
یعنی همزبان باشه تفاوت نخواهید داشت؟!
اصلا این نیست نظرم. میشه همشهری و هم محلی بود و متفاوت از نظر عقاید! ؛)
برای من همدل نبودن از هم زبون نبودن ترسناک تره:(
اون که یقیناااا همینطوره!!!
من درصورت همدل بودن تازه باز دوس دارم همزبانمم باشه:|
من کاشونیم همسرم میگه گیلکم ولی هم مازندارنی بلده هم گیلکی.
ولی هر دومون فارسی حرفی می زنیم. خیلی هم تو رابطه ی ما مشکلی ایجاد نکرده. تازه یه تنوعی هم هست. مثلا یهو یه چیزی رو با لهجه میگه من کلی می خندم.
مثلا یه بار داشتیم از خیابون رد می شدیم یه ماشین یواش یواش میومد گفت:"اِهِندِگِرِی."
من هنوز بهش میگم یه بار بگو. میگه بوسش می کنم! اینقدر برام جالبه و خنده ام گرفت اون موقع.
برعکسشم هست. من یه چیزی میگم هی مسخره بازی درمیاریم سرش.
انگلیسی باشه طرف یا عرب باشه یا ... سخت میشه.
اهندگری من نمی دونم یعنی چی :)))) ؟ ولی آوای خنده داری داره و خیلی از واژگان گیلکی برای شخص من هم خنده دار و بامزه ست حتی :))
آهااااااا فهمیدم! ما رشتی ها بهش میگیم آهااااندری... یعنی آها دیگه پسررر!!! (وقتی می خوایم بگیم عجله کن میگیم!:دی عالی بود) بسی خندیدم و کیف کردم!
هاها ... کاشونی زبون خاصی داره:|¿ هی می خواستم ازت بپرسم اخیرا...
اگه بگی همزبون نباشیم بدم میاد، حتما سرت میاد.
پس بگو دوست دارم یه گیلک رشتی گیرم بیاد.
اینطوری بهتره
منفی رو هیچ وقت نگو. مثبت ماجرا رو بگو همیشه
عالی بود حرفت :))
+ راستش من خیلی این باورو نداشتم تا زمانیکه دیدم هرکی ما رو میپسنده گیلک نیست(بگذریم که ما هم اصالتا گیلکیم ولی تو خونه فارسی صحبت میکنیم متاسفانه!) خب پس هرجایی باشه ولی زبونش فرق نکنه من راضیم؛)
اگه دو سه تا پست دیگه در مورد ازدواج بذاری میشه گفت همه ی ابعاد ممکن موضوع رو پوشش دادی!
:)))
اینقدری که من رو این داستان ازدواج حساس شدم باید حتم داشت هرگز ازدواج نمی کنم!!! :دی
عزیزم بعضی وقتها همزبونا هم زبون دل رو نمیفهمن پس دعا کن کسی که میخوای زبون دل رو بلد باشه:-)
قطعا همینطوره.
ولی من کلا با غیر هم زبون بودن آدما مشکل دارم دیگه دست خودم نیست
چه قدددر جااالب که هم زبون نیستن....
توضیح دادم هم زبون منظورم چیه ها... ترک و کرد مثلا ...ترک و گیلک مثلا ولی تو خونه هاشونم فارسی حرف نمیزنن
عههه منم داشتم دیشب به این قضیه فکر میکردم
دیشب سریال معمای شاه رو دیدم :|
شاه با یه شاهزاده از مصر ازدواج کرده بودن، همش فکرم مشغول بود که اینا به چه زبونی با هم حرف می زدن؟ احتمالا فارسی نبوده ولی خب شاه خسته نمیشده؟
:دی
منم همیشه دچار استرس میشم من کاملا ممکن بود با یک آقای خارجی مزدوج شم:دی
خیلی خیلییی طرفم جدی بود