مگلاگ

مگلاگ

مگهانِ :دی
مگلاگ

مگلاگ

مگهانِ :دی

بلاگرها رو اینگونه خدا پرست می کنند.

+ نام کتاب چوپان معاصر ... خریداری شده برای بانو چوپان رفیق عزیزم ... 

+ خدای خوبی داری، به خدای من هم سر بزن. طنز ظریفانه ای تو این جمله بود و هیچ کس جز ما بلاگر ها درکش نکرده و نخواهد کرد.

نظرات 15 + ارسال نظر
سپیده 1394/12/09 ساعت 09:20

من درک ایلدیم

تا حالا ندیدی میان تو وبلاگ آدم کامنت میذارن، وبلاگ خوبی داری به وبلاگ ما هم سر بزن؟! تبلیغاتیا
این اونو مسخره کرده:دی

خیلی هم زیبا :d

مطهره 1394/08/16 ساعت 23:14

مرسی

خواهش می کنم عزیزکم:)

برا رویا ها تون ک الحمدلله خدا رو شکر رویا ها تون مستدام و البته ما هم چرخ بر هم میزنیم ار غیر مرادمون گردد
مهگان و مغان و اون مگلاک برام سوالن!
در اولین فرصت دسترسی ب سیستم باید درست بخوانمتان
شاد زی

:) مگهان اسم ایرانی نیست. معنیش هم مرواریده
مه گان غلطه مگهان درسته که می تونید مگی هم صدام کنید. سپاس
خواندنی نیستم بهنام خان... قدمتون خیر:)

من خوندمش دوسش نداشتم

پس طفلک دوستم که هدیه گرفتش!

مطهره 1394/08/16 ساعت 17:43 http://aban19.blogfa.com

کتاب ِ خوبیه ؟! میخواستم بخرم برا خودم !

ببین من بخاطر اسمش "چوپان معاصر" برای دوستم خریدمش. بگذریم که ظاهر بدی هم نداشت و بامزه بود یه تعدادیش رو که خوندم.
اما اینکه بگم برو بخر و بخون خب نمیدونم شاید توصیه نکنم:دی

مترسک 1394/08/16 ساعت 17:13 http://1matarsak.com/

=)) وب زیبایی داری به وب من هم سر بزن :))

تو و تورنادو رو باید کشت:دی :))))))

مدیکو 1394/08/16 ساعت 16:05 http://amnesia.blogsky.com

مگی از آنا خبر نداری؟
وبلاگ یک زندگی ساده

نه متاسفانه عزیزم

لاکت کو مگی؟!
خوش به حال چوپان بانو

سلام مگــــــی جـونـــــــــــه من
دلم برات تنگ شده بوووووود
چقدر تو ماهی دختر
عاشقتم

(برم پستتو بخونم، الان دلم خواست ابراز احساسات کنم)

وبلاگ خوبی داری
به وبلاگ منم سر بزن :دی

کشتمتتتت!!! ورژت آقاتم وجود داره اینجا
اوناهاش مترسک:دی

معرفی کتاب 1394/08/16 ساعت 14:07

من با او قهرم!! قهر قهر تا روز قیامت قهر!

بسمه تعالی

من با او قهرم! البته از اول قهر نبودم؛ بل بعداً کارهایی کرد که قهر کردیم. او گنده لات محل است. هم زور دارد و هم خوش تیپ است. با زورش گروهی را سرجا نشانده و با تیپش گروه دیگری را شیفته کرده. اما من نه نشسته ام و نه شیفته شدم. من فقط قهر کرده ام.

من با او قهرم!! او آدم نامردی است. تا آنجا که بتواند از جلو یا پشت خنجر میزند. وقتی هم که دستش به خنجر نرسد، شروع می کند به فریاد کشیدن. حقاً فریادهایش وحشتناک است. ولی من از فریاد زدنش نمی ترسم. من فقط با او قهرم!!

او زورگویی بیش نیست. پولهایم را گرفته و نوچه هایش را سراغ خانواده ام فرستاده که چرا با من قهر کرده ای؟ که اگر تو قهر کنی بقیه هم یاد می گیرند و قهر می کنند. که این قهر کردن ها، کم کم مشکل درست می کند. اما من نمی توانم با زور با کسی آشتی کنم.

البته چند باری با وساطت دیگران آشتی کردیم. اما همان وقت که انگشت کوچکمان را در هم حلقه کرده بودیم و می گفتیم: آشتی! آشتی تا روز قیامت آشتی! هنوز به علامت تعجب، یا کنایه یا هرچه که از آن برداشت می شود آخر جمله نرسیده بودیم که بلند گفت: آشتی؛ ولی حالت را می گیرم.

برادرم می گوید قهر کردن کار بدی است. آدم باید با همه دنیا دوست باشد. اما من وقتی چشمم به خنجر و انگشت کوچک او و پولهایم که در جیبش قلمبه شده می افتد؛ نمی توانم به حرفهای شیک برادرم گوش کنم.

من با او قهرم!! قهر قهر تا روز قیامت قهر!

یا علی مدد!

برچسب :مرگ بر آمریکا

عالییییییییی بود!!!!
شاید خودنویسنده هم!
فقط لایک!


یه کم فکر کردم واسه اون جمله، بعد تازه گرفتم نکته رو

انگشترات رو می خوام. چه قدر ظریفن. به به.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد