با مامان رفتیم خرید ، تو فروشگاه جلوی استند لوازم آرایشی ، همینطور که فین فینم به راه بود ... واسه مامان تعریف کردم چیا نوشتم و خونده و جواب نداده ... گوش می کرد ... یه سری خرت و پرت آرایشی برداشت و در حالیکه سعی می کرد بی تفاوت نشون بده خودش رو ، پرسید مگی کدوموشونو می خوای ؟! این یا اون یا اصلا ترجیح میدی از فلان جا بخری ؟
در همون حال که فین فین می کردم اشکامو با پشت دست پاک کردم و با همون حالت بغض آلود گفتم همشونووو !!! همشو می خوااام ...
و اونجا بود که فهمیدم وقتی حالم بده ، چقدر بچه میشم !!! و اونجا بود که مامانم از حرکتم غشید از خنده ... و اونجا بود که با تمام وجودش بهم گفت مگی تو خیلی کوچولویی و خیلییی بچه ... و تو بچه ترین ، بچه ی منی !
+ میگه بچگی های من بانمک تر از دو تا بچه ی دیگه ش بوده ، چون من خیلی کودک تر بود دلم...
به قول جناب خان: یه همچین چیزایی تو خودت داری .من دیدم
:))))) عالی بود
مگووولی من چقووووره!
عاااررره اون عکست نی نی گیات ک خعععلی کوچمولو و جووووج بودی الانم ک ماشششالا خانوم ب این نااااززززی!
ما عاشششقتیمممممم!!!!!
شروووره... خیلی دلم برات تنگ شده دختر
خوشحالم که باز پر انرژی هستی ... :*
ببین از نظر ظاهری نمیگه ها مامانم... من زشت خانواده بودم و خواهم موند .
از نظر بچه بودنم میگه... اونا یه مدل دیگه بودن سیاست داشتن همیشه... من نه یه جور ساده و خامی بودم ...
اوممم منم عاشق شمام خانوم
لپ کووووووو؟





من لپ میخوااااااام
تا وبلاگتو آب نبرده لپتو بده
:)))) بیا جانم اینم لپ
آخه من لاغر مردنی لپپپپ دارم:|¿ :دی
کلی دارما جدی :)))
کی اشکاتو پاک میکنه ....
خودممم! :))
پیرو پست حال حاضرت(درد زایمان یا...):
من شنیدم میگن خانوما تو دوران عادت و یا حتی چند روزقبل افسرده میشن و بی حوصله... برای من که واقعا اینطوره + پس دلیل4تا پست غمگینیت در عرض یک روز دلیلش علمیه... نگران نباش...
خسته نباشم، زد زیاد!
؛) خسته نباشی واقعا ...
کاملا حرفت درسته :)
الهی بگردم مگی :(
:*
خدا نکنه
میدونم.این روزا کلی کار واسه انجام داری.خسته نباشی

من بدجور عشقه لپما.ولم کنی،ولت نمیکنم.
:))))
خوندنى
خوووندنی ... اینو پایه ام! خیلییی خرید خوندنی جات می چسبه ؛)
سلام واحترام


خدایا پاشو بیا خودت ظهور کن
الهی العف
الهی العف
همیشه دلتان خوش و لبتان خندان باد
عیدتونم بارک
:)
چرا العف آخه :| ؟
کمپوت آناناس! حتماً هم باید من بخرم وگرنه بهش نمیچسبه :| :))
ببین تو رو خدا رمانتیک بازیتونو یواش تر به شو بذارید مردم دلشون ممکنه بخواد :دی :))
+ آررره ! :)))
منم تقریبا همینطورم:دی
گرچه خیلی اهل آرایش نیستم :)) اما خیلی می خرم!
بهت حق میدم غمگین بشی بابت این قضیه.ولی مهم اینه چند وقت بعد که امروز رو به یاد بیاری به خودت میبالی و وجدانت آرومه تو حرمت رفاقتو نگه داشتی و رسم شو در حقش ادا کردی..
... خدا کنه واقعا به خودم افتخار کنم بعد از مدتی و نگم چه ابلهی بودم و .....
ایشالا خدا ازم راضی باشه . من که به اون نیازی ندارم شکر خدا ... :)
منم ببر خرییییید
بیا دستتو بده من ببرمت !
چی می خوای دخترکم ؟ پوشیدنی ؟! خوردنی ؟
پس بگو رفته بودی خریدتراپی

بابا بیخیال.دنیا و این جور رفقا ارزش گریه کردن نداره.نبینم دیگه گریه کنی
ایندفعه گریه کنی همچین لپتو میام میکشم که تا یه هفته جاش بمونه،فمیدی
نه باید با مامان میرفتم آویشن... خریدای مکه ش رو بکنه!
خیلی این روزا پر مشغله می گذره خیلییی :| و البته خوب ...الهی شکرررررر ... مهربووون:))))))
بیا بکش یاد بچگیم افتادم که همه لپو می چشیدن! :))
این «She» ما هم وقتی حالش خوب نیست عین بچههای کوچولو ساکت میشینه یه گوشه کمپوت میخوره فقط :))
شما هم با این She و هی و این حرفهاتون :))
چه کار خوبی می کنه. کمپوت چی میزنه ؟! آلویه ورا:دی ؟!
من وقتی حالم خوب نیست می شینم یه گوشه با موهام بازی می کنم !!
قربون اشکات برم من


لوازم آرایششش
من جدیدا میرم دوره آموزش خودآرایی پیش یکی میدونی که کیو میگم؟
خدا نکنه :))
از راه دووووور سیمای جانم ؛) ؟! نه نمی دووونم کی رو میگی که