آدمی همیشه از غم و اندوه کسانی می گوید که می مانند، اما تا به حال درباره ی آنان که می روند فکر کرده ای ؟
+ هیچ وقت کتاب هایی را که از تنها شدن زن ها نوشته ، دوست نداشتم و نخواهم داشت . فمینیسم ؟! من هم ؟! واقعا من هم ؟!
+ امروز تولد دختری ست که رفت ، بی خداحافظی ... می دانم که دردش بیشتر از من است.خدایا مواظبش باش .خب ؟! مواظب پسرکش که روزی قلب من بود...خب؟
+ هفت ماه از آن روز گذشته ، دلم می خواهد کنارش بنشینم و در حالیکه چای می نوشم بپرسم رفتن چقدر درد داشت ؟ من که ماندم له شدم ، درد رفتن بدتر بود ؟!
من یک فمنیستم

نمیدونم ولی گاهی بعضی آدمها رفتن و به موندن ترجیح میدن حتی تو رفاقت.من که همیشه پایه ثابت موندنم .انگاری به قول دوستم کتی ما متولد شدیم که بمونیم و بقیه برن
من خودم هم رفتم .... بارها رفتم .
اما کنار نیومدم با رفتن ... نه رفتن خودم نه رفتن دوستانم......
شازده کوچولو پرسید غم انگیزتر از اینکه بیای و کسی خوشحال نشه چیه
روباه گفت ، بری و کسی متوجه نشه ...
آه از ته دل ...
آآآه واقعی از ته دل ...
رفتن از کجا به کجا؟
آنهایی که می روند ! دوستشان را ترک می کنند همسرانشان را به هر علت ... آنها که خیانت می کنند و می روند حتی ...
عاشقتم یعنیا! خوب مخاطب رو در گیر مطلبی که مینویسی میکنی
چطور ؟!
کجا الان شما درگیر مطلبی یعنی :دی ؟!
خوب کسی هست به من بگه اصلا آنهایی که می روند چرا می روند که دردشان بیشتر باشد ؟!
اصلا من هم مشکلم همینجاست رفتنشان به درک ... اقلا بگویند کجا می روند چرا می روند...
من یک بار رفتم ! درد داشت نه زیاد ...
رفتم و خواستم توضیح بدهم که چرا رفتم فرصتش به من داده نشد. اما دوستم که رفت ...
فرصت دادمش ... چند بار تماس گرفتم شاید حرفی چیزی برای گفتن داشته باشد .
گفت ترجیح میدهد این ماجرا تمام شود . همین
همین ... دخترک لعنتی احمق ! دلم برایش می سوزد
تولدش مبارک:(
مبارک ......
درد بزرگتر شاید این باشد
ک نمیداند بی تو چقدر تنهاست...
شاید ... شاید ......
7 ماه گذشته ، هنوز نمی داند ؟! باور کردنش سخت است ...