پنج شنبه شام مهمون بابا بودیم !
با دست پختش شرمندمون کرد اصلا ! پنیر برشته درست کرد و کلی منت کرد تو هم باید بخوری ! از اوشون اصرار و از من انکار !
بالاخره راضی شدم ! واااای محشر بود ! من نیمرو و املت دوست ندارم ! ولی پنیر برشته عااالی بود ! بهش اعتراف کردم که خیلی دوس داشتم و فک میکنم جدا بابام آشپز خوبیه ! گرچه شغل مورد علاقه ش کارگری و رفتگری
بوده ! ولی به نظرم اگه می خواست شغل دیگه ای جز این شغل فعلی داشته باشه باید آشپز می شد !
قبلا یادمه برامون ترش شامی (غذای گیلکی ) و کتلت و ماکارونی درست می کرد دست پختش اصلا حرف نداشت حیف که کارش خیلی زیاده و از لذت محرومه
دیشب میگه قول میدم هفته ای یه شب شام مهمون دستپختم باشید نه مهمون جیبم چون هفته ای یکی دو بار که مهمونشیم از بیرون غذا می گیره ! حالا قرار شده تغییر رویه بده