X
تبلیغات
رایتل

کتابخونى با سفره!

1396/05/01 ساعت 13:56

سفره خاتون اسمشه، حتى نمى دونم چند ساله ست یا چرا این اسم رو روى خودش گذاشته... فقط مى دونم ما امروز ساعت ١ ظهر با هم قرار داشتیم و ٢٠ صفحه کتاب خوندیم! بازم هر کى کتاب خودشو:دى 

بازم اگر قول نداده بودم احتمالا بخاطر فشار زیاد کارى اصلا نمى خوندم امروز چیزى! 

با ندا جانم :)

1396/04/31 ساعت 20:24

اولین قرار کتابیمون! 

تو یک ساعت با هم نشستیم و من کتاب خودمو خوندم، اونم کتاب خودشو *_* 

هورااااااا... 

مطمئنم اگه قول نداده بودم تا شب دست به کتابم نمیزدم و جاش با گوشیم مشغول میشدم:) 

کتاب خونى جمعى ^_^

1396/04/29 ساعت 20:39

خب، خب بچه ها من برگشتم. اونایی که تصمیم داشتن با هم کتاب بخونیم لطفا دوباره اعلام آمادگى کنن:)) 

و اگر پیشنهادى دارن در این رابطه لطفا بهم ابلاغ کنن؛) با توجه به اینکه ما تعدادمون زیاده و ممکن نیست بتونیم کتاب نصفه ى مشترک پیدا کنیم، میتونیم با هم شروع کنیم و هر روز یه تعداد صفحه از کتاب نصفه مون رو بخونیم و چون به هم قول دادیم که بخونیم، شب بیایم و به هم خبرش رو بدیم. 

این از این، ولى به نظرم میشه کارهاى بهترى هم کرد مثل اینکه بگردید ببینید تو کتابخونه مون کدوم کتابا مشترکه و با هم شروع کنیم به خوندن، یا اصلا کتاب تازه اى بخریم و با هم شروع کنیم به خوندنش! هوم؟

خب من منتظر نظراتتون هستم، خیلى هم پر انرژى، خوشحال و برگشته از سفر، هورااااااااا



+ من مایلم این کتابها رو تو این ماه بخونم، با یکى از شماها یا چندتاتون، ترجیحم چندتاتونه! (نیاین بگین اینو نخوندى؟! فلان و اینا، شایدم خوندم و قصدم دوباره خوندنشه:دى)

روى ماه خداوند را ببوس، خاک غریب از جومپا لاهیرى، جشن بى زمان، خداحافظ گارى کوپر، زندگى پیش رو و عطر سنبل، عطر کاج و سلاخ خانه ى شماره پنج*_*


برکتت افزون باشه وبلاگ مهربونم *

1396/04/27 ساعت 17:41

چه روز خوبى بود امروز، خدایا ببوسمت؟ 


 
ادامه مطلب ...

بى وطن:)

1396/04/27 ساعت 01:50

همش یک ساعت فرصت خواب شبونه دارم! این انصافانه ست؟

لباسم بر نداشتم، چند ساعت دورى از رشت لازمم بود واقعا ولى نه این همه یهویى، سفرم به قصد تفریح نیست اما همچنان تو جاده بودن و عوض شدن آب و هوا دلچسبه:) 


+ من هر بار هرجا میرم از اطرافیان مى خوام حلالم کنن، از شمام مى خوام. ممنونم ازتون ^_^ 

+ این پست کتابخونى یکى از عجیب ترین پست هام بود، کلى کامنت خصوصى و عمومى همراهى داشتم! من قصد داشتم دو تایی بخونیم:دى حالا دوتایی هامون یه کم بزرگتر شده:))))))) باید به فکر چاره باشم، منتظر باشید! ماچ بر لپ هایتان که این همه کامنت گذاشتید، به وجد اومدم رسما *_*

+ عنوان هم کاملا مرتبط با پسته، ولی حالش نیست توضیح بدم، مرسی اه:دى

پریسا *_*

1396/04/27 ساعت 00:11

از این روزایى که وقت نمى کنى حتى دو دقه یه جا بشینى:دى

1396/04/26 ساعت 13:45

٢٤ ساعت گذشته به طرز غیر قابل باورى کار ریخت سرم، اونقدر که همش ١.٥ ساعت خوابیدم و اومدم دانشگاه... 

به ٦استاد زنگ زدم، بله، به ٦تا استاد! باور کردنى نیست، منى که به استاد خودمم سختمه زنگ بزنم ناچااار بودم به اون همه آدم زنگ بزنم براى هماهنگى یه کار کوچیک و ازشون بخوام همکارى کنن... جالب اینجاست که همه با روى خوش جواب دادن و گفتن ابدا مزاحم نیستم و دو تاشون دعوتم کردن برم دفترشون و حضورى در این رابطه صحبت کنیم!!! 

الانم تو کتابخونه نشستم کنار دست یکى از استادیاراى محترم دارم رمان مى خونم و هیچم معذب نیستم، هیچ


+ دیروز لا به لاى اووون همه کار وفا کردم به عهدم و ٥٠ صفحه از کتابمو خوندم، آخیششش

شمام کتاب نیمه کاره دارید؟ *_*

1396/04/25 ساعت 13:19

هر روز ٢٠ صفحه کتاب بخونیم، باشه؟

٢٠ صفحه که چیزى نیست، هوم؟ 

اینجا کسى هست که بخواد دوتایی با هم شروع کنیم یه کتاب رو؟ فردا فرصت طولانى دارم براى خوندن و خوندن و خوندن ^_^ 


بسته ى پستى رسیده از کرمونشاه:)

1396/04/24 ساعت 18:06

حال خوب روزایی که بسته ى پستى میرسه بهم به هیچ طریقى قابل وصف نیست، واضح تر بگم دلیل حال خوب امروزمو؟ 

شمام دوس دارین بسته هاى پستى رو؟ امروز داشتم با خودم فکر مى کردم اگه چى تو این بسته باشه خوشحالم مى کنه؟ شمام فک کنین اگه حال داشتین بگین دوس دارین تو بسته ى پستىتون چى باشه؟ *_*


+خبراى بد نمیشه کمتر شین یه کم؟ :|

عجیب اما واقعى...

1396/04/23 ساعت 17:25

نوشته:

"کى مى آیى؟"


دلم ضعف میره براى کتابى نوشتنش... 


+ یه دهه شصتى



اتفاق خوب این روزها...

1396/04/21 ساعت 20:40

پارک محتشم، بارون و من...

1396/04/19 ساعت 18:52

اون بار که از تهران اومده بود با چوپان اومدیم و اینجا نشستیم، حالا امروز خیلى تنها، خیلى خیلى تنها اینجام و زیر بارون نشستم، حتى نمى تونم کتابمو از کیفم در بیارم و کمى از تنهایی در بیام.

بارون داغونش مى کنه کتاب قشنگم رو... کمى مدارا لطفا بارون مهربونم :*

ادامه مطلب ...

( تعداد کل: 2162 )
   1       2       3       4       5       ...       181    >>