X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

دوستم و من

1397/07/11 ساعت 20:19

اون شب رو خوب یادمه، اومدم روی تخت نشستم و عکساشو با دقت نگاه کردم. اون عکسی که حین جمع کردن میوه برای خودم گرفته بودم، یا اونی که قیافه‌ی جدی به خودش گرفته بود و داشت حساب و کتاب می کرد، همون که تو محل کار ازش گرفته بودم.

اون عکسه که تو شیشه عینکش عکس هر‌دو‌مون بود، همونی که بعد خوردن کولی با هم گرفته بودیم، من کولی سفارش داده بودم و تو کباب... من از سه تا کولی یکیشو خوردم و دوتاشو گذاشتم برات، همونجام حتی ازت عکس گرفتم، از دستات که بر عکس دستای من قشنگه، که تمیز و شفافه... که ناخناش بادومیه

با همون دستا‌ برام تیغای ماهی رو در‌آورده بودی، یادته؟ از این صحنه‌هم عکس گرفتم.

فکر کردم این همه عکس یادگاری که ازش دارمو یه روزی باید براش بفرستم، اون شب عکسا رو فرستادم و خوابیدم. وقتی بیدار شدم دیدم برام نوشته نمی تونی تصور کنی که این کارات چقدر بهم می‌‌چسبه

نظرات (1)
1397/07/12 ساعت 00:23
مگییییییی نمیتونی تصورش کنی من چقد عاشق تو خواهرتم !!!!!!!!!!!!خصوصا تووووو ♡
امتیاز: 1 0
پاسخ:
خیلی لطف داری شما
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد