هاه خدا...

1396/07/16 ساعت 02:49

توى تخت جا به جا میشم، سرمو از زیر پتو در میارم و به زندگى نگاه مى کنم...

چه روزهایى بهم گذشت، چه رووزهااایى


+ از لذت هاى زندگى؟ همین که صبور خطابم مى کنه

+ میگه همه رازهاى مگو دارن تو زندگیشون، راس میگه؟

نظرات (1)
1396/07/19 ساعت 12:21
مگی عزیزممم
من دوباره مینویسم
اما در خانه ای جدید!
به رسم دوستی چند ساله مون من وظیفه خودم میدونم آدرسم رو بهت بدم، اما خوندنش و اومدنت اونور به خودت بستگی داره

من میخونمت! هرچند. خاموش اغلب!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خیییییلی خوشحالم کردى
کو آدرسم مهربون؟:***
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد