X
تبلیغات
رایتل

عاشقى گم کرده ره...

1396/03/15 ساعت 02:37

چقدر خام و البته معصوم بودم اون روزها، همون روزها که در چنین روزى بیشتر از حضرت خدیجه شنیدم... قدم زنان رفتیم سمت ارامگاهىرکه واقعا آرام بود، امشب سالگرد اون روزه که خیلی هم روزه بهم سخت گذشته بود و تشنه بودم. حقیقتا فکر مى کردم ممکنه از تشنگى از دنیا برم ولى حاضر نبودم روزه م رو از دست بدم، واسه خاطر همینم میگم پاک بودم، سال بعدش برام شروع بزرگسالى بود انگار... شروع ١٨ سالگى


هم بازى بچگى ها و فامیل عزیزم با زنى مصرى ازدواج کرد، بچه دار شد و اسم دخترش رو خدیجه گذاشت. با خودم فکر مى کردم آیا منم حاضرم چنین نامى روى بچه م بذارم روزى؟ 


چند وقت بعد با خدیجه نامى تو وبلاگم آشنا شدم، کم کم این نام برام دلنشین تر شد و حالا هربار اسمش رو اینجا می بینم لبخند پت و پهنى رو صورتم میشینه، کاش این دست اسامى هیچ وقت کهنه و پیر نشن... 


روزها تند و تند از پى هم مى گذرن، من تو روزهاى رمضان ساعات بیشترى رو به خوندن رمان می گذرونم، خوش میگذره ایام بر ما... الحمدلله کتابخونه ى کوچولوم کمتر نخونده داره، تمومش مى کنم اگر زنده باشم... ان شا الله


شبهاى رمضان نیم ساعت به بازى با برادر کوچک میگذره، هیچ رقمه حاضر نیست از حقش بگذره و من هم با لذت باهاش بازى مى کنم، گل کوچیک و آخر اسم(با اسامى شهرها) 


کارم رو دوست دارم و هنوز حاضر نیستم بخاطر درامد بیشتر تغییری توش ایجاد کنم، کار خونگى باید خونگى باشه! این نظر منه که محکم پاش واستادم... یه روزى یه راهى براى بهتر کردن اوضاع پیدا مى کنم اما قطعا اون روز امروز نیست.


+ پیشتر از شغلم گفتم، دیگه تمایل ندارم بگمش:) حالا به هر دلیلى، این یه تصمیم تازه ست! *_* 


نظرات (5)
1396/03/15 ساعت 23:51
سلام عزیم خوبی؟
والا منم ی چند وقت پیش با ی مگلاک خانومی تو اینستا آشنا شدم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلاااااام
ببین اخه کى اینجاس
1396/03/15 ساعت 10:37
«خوش میگذره ایام بر ما» خوشحالم :) تا باد چنین باد مگی جان
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون اقا
مرسی اقا
1396/03/15 ساعت 04:26
من خیلی دنبال کار خونگى هستم ممکنه بهم بگید کارتون چیه؟ لطفن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
گفتم نمیگم، تو پست های قبل تر بوده
من شرمنده م
1396/03/15 ساعت 04:17
خدیجه اسمِ قشنگیه :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله قطعا
1396/03/15 ساعت 03:05
والا این چیزایی که از خدیجه خانم و شغل و این چیزا نوشتی بیش‌تر می‌خوره عاشقی راهش رو پیدا کرده تا این‌که گم‌ش کرده باشه!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عجب...
نه خب، این راهى که مى خواستم نیست.
نکته ش اینجاست، اینا ظواهره
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد